تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

77

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به شاهى رسيد . تاريخ حيره پس از مرگ عمرو بن عدىّ بن نصر بن ربيعة ، در آن روز كاردار شاپور پسر اردشير و همچنين كاردار پسر او هرمزد و نبيرهء او بهرام بر عرب مرزنشين ربيعه و مضر و ديگر قبائل بيابان‌نشين عراق و حجاز و بين النّهرين « 1 » ، يكى از پسران عمرو بن عدىّ به نام امرؤ القيس البدء « 2 » بود و او نخستين كسى است از كارداران پادشاهان ايران و خاندان نصر بن ربيعه كه دين ترسا را پذيرفت « 3 » . به گفتهء هشام بن محمّد او از

--> 3 و نيز شكل ماندائى بهران S . R . I ) ص 384 در پائين و 385 سطر 2 ) كوتاه‌شده آن باشد . امّا و و شكلهاى ديگر نظير آن مبنى بر تحريف و اشتباه كتابتى است ) . از راه كلمهء ارمنى Wram از همان زبانهاى قديم شكل ديگرى از اين كلمه پيدا شده كه نه تنها كوتاه‌تر گشته بلكه « ن » نيز به « م » بدل شده است و همين شكل را سريانيان به بهرام چهارم اطلاق كرده‌اند ( موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ، ج 2 ص 67 س 8 ) و از اينجا صورت عربى و فارسى « بهرام » و شكل يونانى و يا پيدا شده است كه حتّى پرويز پادشاه نيز آن را در اسناد به كار برده است ( ثئوفيلاكتوس 13 / 5 ) . اين كلمه بارها در نوشته‌هاى ثئوفيلاكتوس و در كرنيكن پاسكاله ، سال 591 و مواضع ديگر آمده است . ( 1 ) - نام ربيعه و مضر طوايف و قبايل زيادى را در بر مىگيرد . در اينجا در بسط تسلّط پادشاهان حيره مبالغه شده است . اين پادشاهان گاهى نفوذ خود را تا اعماق بيابانهاى عربستان بسط مىدادند ولى دست ايشان هرگز به حجاز ( كه مكّه و مدينه در آن واقع است ) نرسيد . ( 2 ) - به گفتهء حمزه ( ص 101 و مواضع ديگر ) كلمهء البدء ، به معنى « نخستين » است . ( 3 ) - با اين همه منذر ، متوفّى به سال 554 ، بت‌پرست سرسختى بود . از پادشاهان حيره نخستين بار نعمان آخر بدين مسيح درآمد ( پس از سال 590 م ) . بعضى از نشانه‌هاى علاقه به مسيحيّت كه نعمان در نخستين نيمهء قرن پنجم مسيحى ظاهر ساخت فقط اين عقيده را تقويت مىكند كه اين خانواده در آن عصر كاملا بت‌پرست بوده است . اگر در اين خبر اثرى از درستى باشد بايد عوضى گرفتن آن با امرؤ القيس ديگرى باشد كه در زمانهاى متأخّر مىزيسته است . به علاوه ظاهرا مسيحيان حيره مايل بوده‌اند كه پادشاهان خود را ، بيش از واقع ، به مسيحيّت