تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

76

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

چون آن دست و نامه به شاپور برسيد چندان دريغ و افسوس خورد كه نزديك بود هلاك شود . در پاسخ نامه او را از غم و اندوهى كه از اين كار به او رسيده بود خبر داد و پوزش خواست و او را بياگاهانيد كه اگر همهء اندام خود را ببرّد باز كسى را بر او نخواهد گزيد . پس به گفتهء خود كار كرد و ملك به او داد . گويند چون تاج بر سر نهاد بزرگان آمدند و او را بستودند . او پاسخ نيكويى گفت و ايشان راستى گفتار او بدانستند . او با ايشان به نيكى رفتار كرد و داد رعيّت بداد و به راه پدران خود رفت « 1 » و ناحيهء رام‌هرمزد « 2 » را بساخت و مدّت پادشاهى او يك سال و ده روز بود . پادشاهى بهرام پس از او پسرش بهرام « 3 » ، پسر هرمزد پسر شاپور پسر اردشير پسر پابك ،

--> ( 1 ) - نظير اين اوضاع با همان ملاحظات و عبارات در تورات هم ديده مىشود بىآنكه ارتباطى ميان اين دو باشد . ( 2 ) - رام‌هرمزد در عربى رام‌هرمز و يا به طور كوتاه راميز شده است ( ياقوت ج 2 ص 738 س 9 و ابن بطوطه . اكنون مردم Rumiz تلفّظ مىكنند . رجوع شود به De Bode ص 380 ) و واقع است در سوزيانا ( خوزستان ) تقريبا در زير 31 درجهء عرض شمالى . حمزه و ابن قتيبه و نسخهء سپرنگر بناى دستگرد ( دسكرة الملك ) را نيز به او نسبت مىدهند . رجوع شود به مطالب بعدى در ذيل خسرو دوّم . ( 3 ) - شكل اصلى ايرانى اين كلمه تقريبا War ( a ) thragna ( در اوستا ( Werethragna بوده است . گاهى Warathran هم ديده مىشود Wright , Cat . Syr . 1093 b ) و السّمعانى ج 1 ، 189 - كتاب شهدا ج 1 ص 100 ، كه در فهرست روزن b 93 تحريف شده است ) . امّا شكل معمولى كلمه كه در سكّه‌ها و بناها و نيز در نوشته‌هاى سريانى ديده مىشود Warahran است كه سريانيان عربىنويس نيز آن را به كار برده‌اند . يونانيان بيشتر ( پركپ ؛ آگاثياس ؛ اياگريوس و ديگران ) - ( كتاب سقراط 18 / 7 و 7 / 7 ) آورده‌اند . اين كلمه با تبديل مشهور wa به Gu به صورت ( نسخه‌بدل ) درآمده است ( ثئودورت ، تاريخ روحانيت 37039 / 5 ) . شايد مذكور در ئثوفانس و مناندر پرتكتور ج 2 ص