تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

69

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پدرت ! آشنايى من با تو خيلى تازه‌تر از آشنايى تو با پدر تو است و با اين همه از پدرت كه تو را چنين مىپرورد به تو نزديكترم ؟ » پس بفرمود تا مردى بر اسبى سركش سوار شد ، آنگاه گيسوان او را بر دم آن اسب ببستند و بعد اسب را بدوانيدند تا آنكه دختر قطعه‌قطعه شد « 1 » . شاعر در اين باب گفته است : أقفر الحصن من نضيرة فال * مرباع منها فجانب الثّرثار « 2 » « قلعهء حضر و ناحيهء مرباع و ثرثار از نضيره خالى ماند » . و شاعران در اشعار خود از اين ضيزن بسيار ياد كرده‌اند و عدىّ بن زيد او را خواسته است آنجا كه گفته است : عدىّ بن زيد او را خواسته است آنجا كه گفته است : و أخو الحضر اذ بناه و اذ * دجلة تجبى اليه و الخابور شاده مرمرا و جلّله كل * سا فللطّير فى ذراه و كور لم يهبه ريب المنون فبا * د الملك عنه فبابه مهجور « 3 » « كجاست ( اكنون ) خداوند حضر كه آن را ساخته بود و نواحى دجله و خابور همه به او باج مىدادند . آن را از مرمر بساخت و با ساروج بپوشاند و پرندگان در بالاى آن لانه داشتند . گذشت روزگار از او نهراسيد و پادشاهى از او برگشت و ديگر كسى به درگاه او نرفت » .

--> ( 1 ) - مقايسه شود با سرنوشت Brunichildis در Fredegar ( بند 42 ) كه به نظر مىرسد صحّت تاريخى داشته باشد . ( 2 ) - مرباع يكى از زمين‌هاى مجاور آن بايد باشد . ثرثار نهرى است در هتره و اكنون نيز به همين نام است . امّا به يقين اين شعر با داستان ما ارتباطى ندارد . نضيره فقط معشوقهء شاعر است و شاعر كه خواسته است در حقيقت يا در عالم شعر و خيال معشوقه خود را ببيند او را در جاى معهود سابق خود نيافته است . اين امر كه در زندگى چادرنشينان خيلى طبيعى است در اشعار شعراى عرب زياد ديده مىشود . مخصوصا دربارهء حضر اشعار زيادى مىتوانيد در بكرى بيابيد ( ورق 290 به بعد ) . ( 3 ) - اين اشعار از قصيده‌اى است از اين شاعر مسيحى و قطعات مهم و مفيدى از آن براى ما مانده است . بعضى از اين قطعات در طبرى خواهد آمد . كاملترين قسمت بقيّهء آن را زاخااو در جواليقى ( 8 ) و اغانى ( ج 2 ص 36 و 41 و 49 ) آورده‌اند . يك شعر از حماسه را ( ص 399 ) بايد بر آن افزود . عدىّ ذكر بزرگان مقتول را سخت جدّى مىگرفته است و به اين وسيله مىخواسته است اميرى را كه او را محبوس داشته بود بر سر رقّت آورد ( رجوع شود به قسمت آخر سلطنت خسرو دوّم ) .