تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
66
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
فرودآمد . ضيزن در قلعه متحصّن شد . به گفتهء ابن الكلبى شاپور چهار سال در كنار آن قلعه بماند بىآنكه بتواند آن را ويران سازد و يا بر ضيزن دست يابد . اما اعشى ، ميمون بن قيس « 1 » ، در شعر خود گفته است كه شاپور دو سال در كنار قلعه بماند . چنان كه گويد : أ لم تر للحضر اذاهله * بنعمى و هل خالد من نعم اقام به شاهبور الجنو * د « 2 » حولين يضرب فيه القدم فما زاده ربّه قوّة * و مثل محاوره لم يقم « 3 » فلمّا رأى ربّه فعله * اتاه طروقا فلم ينتقم و كان دعا قومه دعوة * هلمّوا الى امركم قد صرم فموتوا كراما بأسيافكم * أرى الموت يجشمه من جشم « 4 » « آيا مردم حضر را نديدى كه چگونه در فراوانى مىزيستند ؟ امّا آيا كسانى كه در فراوانى مىزيند جاودانند ؟ شاهپور ، مرد سپاهيان ، دو سال در كنار آن بماند و آن را با تبرها همىكوفت . امّا خداوند ديگر ( به پادشاه حضر ) نيرو نداد و ستونهاى چنين كسى پايدار نمىماند . چون خداوند او كار او بديد ناگهان بر او فرودآمد و او نتوانست از خود دفاع كند . او مردم خود را فرا خواند و گفت : پايان كار شما نزديك است ، به آن روى آوريد ! با افتخار و در حالى كه شمشير به دست داريد بميريد . در
--> ( 1 ) - نام كامل يكى از مشهورترين شعراى عرب است كه فتوحات محمّد ( ص ) را ديده است . معمولا او را به همان لقب « اعشى » مىخوانند . ( 2 ) - لقب سابور الجنود از اين شعر گرفته شده است . ( 3 ) - يعنى او نمىتوانست هميشه در آرامش و خوشبختى بماند . نقطهگذارى درست متن و معنى مستفاد از آن را مديون دوست خود توربكه Thorbecke هستم . ( 4 ) - اين اشعار از قصيدهاى است كه قطعات مفيد ديگرى از آن نيز در دست است . شعرا اين معنى مسلّم پيشپاافتاده را كه همهء جلال و عظمت انسانى فانى و ناپايدار است در ذكر چنين وقايعى مىآورند . امّا متوجه باشيد كه در اينجا از نام ضيزن خبرى نيست و از خيانت دختر ذكرى به ميان نمىآيد و در آن بعضى از وقايع به نحو ديگرى يعنى به غير از آنچه در متن منثور آمده است ذكر شده است . به علاوه گويا اين قطعه هم كامل نيست .