تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
48
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
اردشير از گور به بحرين رفت « 1 » و پادشاه آن سنتروگ « 2 » را در حصار گرفت چندانكه ناگزير شد خود را از بارو به زير اندازد و كشته شود . پس به مدائن برگشت و زمانى در آنجا بماند و تاج خود را در همان زمان حياتش بر سر پسرش شاپور « 3 » بنهاد . گويند به ديهلار از روستاى كوچاران ، كه از زمينهاى ساحلى اردشيرخرّه است ، زنى پادشاهى مىكرد كه مردم او را بزرگ مىداشتند و مىپرستيدند و مال و گنج و سپاه فراوان بر او گرد آمده بود . اردشير با سران آن دين بجنگيد و آن زن را بكشت و مال و گنج فراوان او را برگرفت « 4 » . نيز گويند كه اردشير هشت شهر بساخت ؛ بدين گونه كه در پارس : 1 - اردشيرخرّه يعنى گور 2 - رام اردشير « 5 »
--> حاجىآباد خود را « شاهنشاه ايران و جز ايران » مىنامد . امّا پدرش را فقط « شاهنشاه ايران » مىخواند و از اين راه مىرساند كه خود او شاهنشاهى ايران را تا آن سوى مرزهاى دوران اخير پارثيان گسترش داده بوده است . ( 1 ) - هر دو كرانهء خليج فارس يك ناحيه را تشكيل مىدهد . همچنان كه ايرانيان غالبا با كوشش تمام سواحل خود را محكم در دست داشتهاند ( حتّى در زمان صفويان ) گاهى هم به سواحل عربستان حمله كردهاند . البتّه برعكس آن گاهى سواحل خاصّ خود ايرانيان در دست عربها بود كه گرماى سوزان آن ناحيه را بهتر از ايرانيان تحمّل مىكردند و در دريانوردى بهتر از ايرانيان بودند . ( 2 ) - اين نام در ميان پارثيان زياد ديده مىشود . شايد دولتى بوده است تابع پارثيان و يا از دولتهاى فرعى پارثى . نام يكى از حكماى مشرق در كتاب سليمان بصرى ( نسخهء خطّى سريانى متعلّق به كتابخانهء مونيخ ورق a 88 ) « هرمزد پسر سنطروق » است . ( 3 ) - گويا اردشير براى عبادت گوشهگيرى كرده و مدّتى هم بر همان حال زندگى كرده بود ( مسعودى ج 2 ص 160 ) . مجمل التّواريخ ( چاپ طهران ص 62 ) مرگ او را در استخر مىداند . شركت شاپور در سلطنت از بعضى سكّهها معلوم مىگردد ( مثلا بارتولومئى ج 1 ص 15 ؛ توماس « سكّههاى پيشين ساسانى » ، تصوير 1 شماره 12 ) . تا اينجا داستان اعمال اردشير تقريبا بدون گسستگى و با وحدت اسلوب ذكر شده است ؛ يعقوبى نيز خلاصهء آن را نقل كرده است . دينورى بعضى از اين مطالب را به ترتيب ديگرى آورده است امّا منبع او با طبرى يكى است . از اينجا به بعد ( هم در طبرى و هم در نسخهء سپرنگر ) تكملههائى از منابع ديگر ذكر شده است . ( 4 ) - دومين تعديلى است از جنگ با اژدها كه در اينجا به ملكه تبديل شده است . رجوع شود به كارنامك ص 37 . متن پهلوى به جاى الار « گلار » دارد . ( 5 ) - ذكر رام اردشير از اين پيش به طور فرضى آمده است ( در نامهء اردوان ) . حمزه ( ص 47 ) مىگويد كه نمىداند محلّ شهر كجا است . به گفتهء كارنامك اردشير شهرى به نام رامشن ارتخشير بنا كرد بود .