تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
47
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
مرزهاى بلاد خراسان براند . پس به مرو « 1 » بازگشت و گروهى را بكشت و سرهاشان را به آتشكدهء آناهيذ فرستاد . پس از مرو به پارس بازگشت و در شهر گور فرودآمد . در آنجا فرستادگانى از شاهان كوشان « 2 » و طوران و مكران « 3 » با پيام اطاعت برسيدند .
--> ( 1 ) - در اينجا زياد مبالغه شده است . سرزمين واحهاى مرو ( مرگو ، در اوستا موئورو ( Mouru ممكن است كه در تصرّف اردشير و بسيارى از پادشاهان ساسانى بوده باشد ، امّا مرزهاى جيحون كه به گفتهء فردوسى مرز قانونى ميان ايران و توران بوده است ، تازه در زمان خسرو اوّل در دسترس ايرانيان قرار گرفت . بلخ ( بهل ، باكترا ) تا آن زمان پايتخت دولتى بيگانه بوده است و احتمال نمىرود كه يكى از پادشاهان ساسانى تا خوارزم ( سرزمين حاصلخيز واقع بر مصبّ رود جيحون ، خيوهء امروزى ) رسيده باشد . ماوراءالنّهر كه گويا در اينجا از قسمتهاى خراسان « مشرق » به قلم رفته است هرگز جز قلمرو ساسانيان نبوده است . وسعت قلمرو هخامنشيان در مشرق خيلى بيشتر از ساسانيان بوده است . ( 2 ) - فتح كوشان مستلزم فتح باكترا نيز هست ولى اصل مطلب درست نيست . زيرا كوشانها قومى بودند كه در باكترا سكونت داشتند . ذكر قوم كوشان در « كتاب قوانين ممالك » سريانى كه در آغاز قرن سوّم نوشته شده است ( كورتن در . Spic . Syr 10 / 15 و 9 / 20 ) رفته است و نيز در كتاب موسى خورنى ( از جمله در 2 / 2 ) و فاوستوس . نيز موضع مذكور در كتاب لاگارده ( . Anal Syr . 19 / 207 ) مبنى بر خاطرهء مبهمى از اين ارتباط و پيوستگى است ( « كوشان » و « بخل » ) . ابل رموسات ( Nouv . Mel . as ج 1 ص 220 و بعد و ص 238 ) دريافته است كه « يوئئىچى Youei - chi بزرگ « كه پادشاه آن » كوئئى خوئانگ Kouei chouang و پايتخت آن « پولو « polo » بوده است با كوشان واقع در بهل ، باكترا يكى بوده است . من نيز در اينجا مىتوانستم از كتب عربى مواردى نقل كنم امّا اين موارد مكان جغرافيائى دقيق اين قوم را به دست نمىدهد . آنچه Treb . Pollio در كتاب والريان فصل 4 دربارهء مردم باكترا كه در زمان شاپور اوّل مستقل بودهاند ذكر كرده است نيز با اين قوم تطبيق مىكند . امّا از كتاب و پيسكوس ( اورليان فصل 34 و 41 ) مطلب مثبتى دربارهء وضع سياسى باكتريا معلوم نمىشود . گزارشهاى ارمنيان دربارهء اشكانيان ( پارثىها ، پهلوها ) بهل ارزشى ندارد . ( 3 ) - طوران يا طواران مذكور در مقدسى ( ص 24 ) مسلّما غير از توران ( سرزمين اقوام شمالى ) است . به گفتهء اصطخرى ( ص 176 ) و جغرافىنويسان ديگر طوران قسمتى از بلوچستان امروزى است كه پايتخت آن كزدار ( قصدار ) است ( تقريبا در زير 28 درجه عرض شمالى ) و تا اندازهاى مطابق است با خاننشين امروزى كلات . طوران و ماكران ( تاريخ اصفهان ابو نعيم ، نسخهء خطّى ليدن ورق 23 ؛ مقايسه شود با ياقوت كه در ج 4 ص 906 و بعد وجه اشتقاق نادرستى براى آن از قول حمزه نقل مىكند : « ماه - كران » ؛ در جغرافياى موسى خورنى چاپ پاتكانيان ص 23 مكران آمده است ) و يا مكران و مكران ، سرزمين باير ساحلى ، با هم ذكر مىشوند و سبئوس ( رجوع شود به كتاب هوبشمان ، تاريخ ارمنستان ص 18 و پاتكانيان در جغرافياى موسى خورنى ص 66 ) نيز هر دو را با هم ذكر كرده است و در نوشتهء او نبايد تغيير داد . اردشير حقيقة به اين سرزمينها دست نيافته بود و اين مطلب از آنجا معلوم مىشود كه پسر او شاپور اوّل در كتيبهء