تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

45

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

و آن را به زور بگرفت ؛ پس به بلاد جبل و آذربايجان و ارمنستان و ( سرزمين ) موصل « 1 » رفت و همه را به زور بگرفت . آنگاه از موصل به سورستان ، كه زمين سواد « 2 » است ، رفت و آن را بگرفت و بر كنار غربى دجله در برابر شهر تيسفون كه بر شرق مدائن است شهرى ساخت و آن را به اردشير « 3 » نام كرد . اين شهر را استان « 4 » كرد و

--> ( 1 ) - دينورى محلّ اصلى جنگ را نهاوند واقع در ماد مىداند ( و همچنين مجمل التواريخ ص 61 از چاپ طهران . به گفتهء دينورى نام اين پادشاه فرّخان بود كه از اعقاب اردوان و يا پسر او بوده است . به‌هرحال گفته‌هاى او در اينجا پريشان و درهم است ؛ امّا ممكن است كه فرّخان يكى از پسران ارتبان باشد كه به گفتهء ديو كاسّيوس ( در موضع مذكور در فوق ) در ارمنستان با اردشير مىجنگيده‌اند . ديو نيز مانند طبرى فتح ماد بزرگ ( همذان - اكباتانا ؛ و ديگر بلاد جبال ) را پس از شكست ارتبان مىداند . خاطرهء خسارات سنگينى كه اردشير در اين فتح متحمّل شده بود در كارنامك مانده است ( ص 48 و بعد ) . اردشير نتوانسته بود ارمنستان را تصرّف كند و اين مطلب از اطّلاعات كمى كه از مبالغات گزاف نويسندگان ارمنى و گفتار ديو به دست رسيده است معلوم مىگردد ؛ امّا ناحيهء موصل برعكس آن كاملا مطيع شده بود . درست معلوم نيست كه اردشير واقعا آذربايگان ( ماد شمال غربى ، آتروپاتنه ، رجوع شود به كارنامك ص 50 ) را فتح كرده باشد . ( 2 ) - سورستان ترجمهء فارسى « بيت ارمايه - « Beth - Aramaje است يعنى سرزمين سريانيان و آراميان . اين كلمه نام ناحيه‌اى بود كه شهرهاى شاه‌نشين تيسفون و سلوكيّه در آن واقع بودند ؛ زيرا اوضاع خاصّى موجب شده بود كه شاهنشاهى بزرگ ايران قواى اصلى خود را در اين سرزمين بيگانه كه مسكن آراميان بود نگاه دارد . به شواهدى كه در ZDMG ( ج 25 ص 114 به بعد ) راجع به بيث ارمايه ذكر كرده‌اند مىتوانستم در اينجا شواهد بسيار ديگرى بيفزايم ( مثلا بيثار مائيس مذكور در كتاب مناندر پروتكتور فصل 11 راجع به سورستان نيز مقايسه شود با حمزه ص 238 ) . هيوئن ئسانگ چينى در اثر اشتباهى كه به سهولت قابل توضيح است « سورسثانه » را پايتخت دانسته است نه سرزمينى كه پايتخت در آن واقع بوده است ( رجوع شود به « خاطره‌هائى از كشورهاى غربى » ج 2 ص 178 ) . سواد « سرزمين كشاورزى » كم‌وبيش با « عراق سرزمين بابل » يكى است . ( 3 ) - المدائن ( شهرها ، نه « دوشهر » كه غالبا در معنى آن گفته‌اند زيرا مدائن جمع است نه مثنّى ) مجموعهء شهرهاى حكومت‌نشين بود كه بر دو طرف دجله واقع بودند و مهم‌ّترين آنها تيسفون ( به ياء مجهول ، به عربى طيسفون ؛ و توسفون به واو مجهول ؛ و صور فرعى ديگر ) و وه‌اردشير يا به اردشير ( با صور فرعى ديگر ) بودند كه همان سلوكيّه است كه اردشير آن را از نو ساخته بود . دربارهء اين شهرها مىخواهم در جاى ديگر به تفصيل سخن بگويم . ( 4 ) - تقسيمات كوچكتر را در عراق رستاك نمىگفتند بلكه تسوك ( به عربى طسّوج ) مىخواندند ( زيرنويس شماره 3 صفحهء 34 همين فصل ) . تسوك بايد به معنى باشد ( مفاتيح العلوم خوارزمى و لغت‌نامهء وولرس ) . يعقوبى مىگويد عراق 48 تسوك بود و به گفتهء ابن خرداذبه ( ص 28 ) و مقدسى ( ص 133 ) 60 تسوك بود كه باز با تقسيم درست درمىآيد .