تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

514

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

مذكور انتخاب سبهرايشوع را پس از مغلوب شدن بستام در عيد فصح سال ششم سلطنت خسرو مىداند ؛ الياس نصيبينى نيز تأييد مىكند كه اين شخص در آن زمان جاثليق گرديد « 1 » . مىتوان اعتراض كرد كه اين روايت با اين رؤياى معجزه آثارش ارزشى ندارد ؛ امّا ذكر جزئيّات جلوس سبهرايشوع به كرسى بطريركى نشان مىدهد كه ما در اينجا با روايت بسيار خوبى سر و كار داريم . ذكر شورش بستام ، كه متأخران از آن آگاهى نداشته‌اند ، در اين روايت ناچار ايجاب مىكند كه بگوئيم انتخاب بطريرك به موجب كهن‌ترين نوشته‌ها به مناسبت مصادف شدن با مغلوب گشتن طاغى صورت گرفته است . ذكر مختصرى خارق عادت فقط براى تزيين است ؛ امّا نبايد فراموش كرد كه خسرو در دوران نخستين پادشاهى خود به دين معشوقهء مسيحى خود شيرين اخلاص مىورزيد و از بند خرافات مسيحيّت آزاد نبود « 2 » . بنا بر اين ، بستام كه براى خود شش سال سلطنت شمرده است در ششمين سال سلطنت خسرو ( آغاز آن در بيست و ششم ژوئن 595 م ) برافتاده است . اما اين مطلب بدان معنى است كه او آغاز سلطنت خود را از همان تاريخ آغاز سلطنت خسرو مىشمرده است يعنى از بيست و هفتم ژوئن 590 م امّا در عمل بستام در سال اول به عنوان پادشاه ظاهر نشده است . چون بستام خود را در دومين سال سلطنت خسرو ( آغاز آن بيست و هفتم ژوئن 591 م ) ناگزير به طغيان ديده است ، سال نخستين سلطنت خسرو را از سال سلطنت خود شمرده است ؛ چنان كه پيروز با

--> « گاه‌شمارى ساسانيان » ( همان منبع 1871 ، قسمت فلسفى و تاريخى 24 ) و توماس در گاهنامهء سكّه‌شناسى دورهء 13 جدول 9 شمارهء 5 . ( 1 ) - رجوع شود به تعليق بر تاريخ روحانيت ابن العبرى ج 2 ص 106 به بعد ، كه پنجشنبهء هفتهء فصح سال 907 سلوكى ( - 596 م ) را روز تعيين شخص مذكور بر منصب بطريركى خوانده است . صحت اين تاريخ‌گذارى از روى تاريخ شوراى كليسا ، كه جاثليق مذكور ترتيب داده بود ، يعنى 6 ماه مه سال ششم سلطنت خسرو تأييد مىگردد ( السّمعانى ( I . C . فرمانهاى شوراهاى كليسا كه نگاه‌دارى مىشد داراى تاريخ بود . ( 2 ) - رجوع شود به شرح حال خسرو پرويز .