تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
506
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
شكست خورده بود « 1 » . قصد من در حقيقت اين بود كه قسمتهاى اصلى داستان را در اينجا بنگارم ؛ امّا چون اين قسمتها را در ترجمهء زوتنبرگ از ترجمه فارسى طبرى و در ترجمهء مهل از شاهنامه مىتوان ديد ، از اين قصد منصرف شدم مخصوصا كه در خود متن طبرى اصول تاريخى اين قسمت را مىتوان دريافت . به علاوه بعضى از نمونههاى داستان را در ضميمهء بعدى كه دربارهء طغيان بستام است مىتوان ديد . 7 - طغيان بستام در روايات سرگذشت بستام « 2 » با سرگذشت بهرام ارتباط بسيار نزديك دارد . اين سرگذشت ظاهرا جزء متمّم داستان بهرام را تشكيل مىدهد . به طور عمده لحن سرگذشت همان لحن داستان بهرام است اما همهء سرگذشت براى ما از آن جهت اهميّت بيشترى دارد كه ما دربارهء طغيان بستام از جاهاى ديگر تقريبا خبرى در دست نداريم . سرگذشت به طور كامل در الاخبار الطّوال دينورى آمده است . شاهنامه و ترجمهء فارسى طبرى آن را كوتاهتر آوردهاند ؛ يعقوبى نيز خلاصهء كوتاهى از آن به دست داده است . ديگر نويسندگان قديم عرب دربارهء اين طغيان كه ساليان
--> ( 1 ) - شايد سبئوس از اين داستان خبر داشته است كه مطالب او به طور آشكار به آن نزديك است ( رجوع شود به فصل هفتم ، صفحهء 295 ، زيرنويس شمارهء 2 و نيز به اين مطلب كه گفته است بهرام به بلخ فرار كرد و در آنجا در نتيجهء دسايس خسرو پرويز كشته شد : پاتكانيان در ژورنال آزياتيك 1866 ج 1 ص 193 به بعد ) . ( 2 ) - فردوسى نام او را گستهم آورده است ولى شكل عربى آن ، بسطام ، را نيز مىشناخته است ( ص 1909 از چاپ ماكان ) . بعضى از نسخ ترجمهء فارسى طبرى شكل گستهم را از فردوسى گرفتهاند . دربارهء شكلهاى ديگر اين نام رجوع شود به فصل چهارم ، صفحهء 127 ، زيرنويس شمارهء 2 .