تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
493
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
از آنجا برمىآيد كه در بهمنيشت نيز از دو موبذ مذكور كه اسم پهلوى ايشان اهرمزد و آتورميثر « 1 » است به عنوان كسانى كه انوشك روان از ايشان براى مخالفت با مزدك دعوت كرده بود نام برده شده است « 2 » . اين روحانيان و روحانيان ديگر ظاهرا آغاز سخن كردهاند و با غلبه در مناظره ، پادشاه را به ناروا بودن آئين مزدك متقاعد ساختهاند : اما علل واقعى اين كار طبعا امور ديگرى بوده است . مصلحت دولت و اجتماع به فوريّت اقتضا مىكرد كه آئين مزدك ريشهكن گردد ؛ به علاوه مصلحت شخص شاهزادهء سختكوش ، كه كواذ او را سزاوارترين شخص براى جانشينى خود مىدانست نيز چنين اقتضا مىكرد . شايد هم لازم بوده است كه براى نجبا مايهء رضايت خاطر درخشانى فراهم سازند زيرا وجود نجبا براى جنگ با روميان ضرورى بوده است . از اين روى برانداختن آئين مزدك با وحشت تمام و با خشونت دژخيمى شرقى انجام گرفت . دانستن چگونگى اجراى اين عمل وحشتناك براى ما اهميّتى ندارد . قسمتهاى اساسى صحنهء ترسناكى كه فردوسى گفته است ممكن است درست باشد ولى آنچه موجب ترديد مىگردد اين است كه سعيد بن البطريق ( ج 1 ص 386 ) همين صحنه را در برانداختن مانويان به بهرام نسبت داده است . به هر حال به يكبار هزاران تن كشته شدند و پس از آن هم شمشير بىكار نماند . مزدك نيز در آن واقعه كشته شده است ولى احتمال هم مىرود كه پيش از آن كشته شده باشد « 3 » .
--> ( 1 ) - شكل فارسى آن آذرمهر مىشود . چون اين نام به اين صورت به وزن شاهنامه نمىخورد فردوسى آن را معكوس ساخته مهرآذر گفته است . فردوسى دربارهء نامهاى خاصّ از اين كارها زياد كرده است . ( 2 ) - در موضع مذكور ، كه چنان كه گفته شد از زمان متأخر است ولى قطعا بر مبناى يك كتاب پهلوى قديمى استوار است ، چنين آمده است : در آن زمان مخالفت ، هنگامى كه مزدك ملعون پسر بامدات دشمن دين ظهور كرد و با دين خداوند مخالفت كردند ، آن انوشكروان خسرو ، پسر ماهدات ، و وشپوردات اهرمزد ، پسر آتورپات ( ؟ ) ، و دستوران ، و نيز اتورفربا ، پسر اكيبا ( ؟ ) و آثورپات و آتورمهر و بختفريت را به سوى خود خواند . ( 3 ) - يعقوبى گزارش خود را ( گزارش ب طبرى ) مسلّما با بىدقّتى خلاصه كرده است آنجا كه مزدك و زردشت پسر خرگان را در آن هنگام مقتول مىخواند .