تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
489
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
اين عيب آن بود ، مىبايستى در نظر طبقات پائين مستحسن و مقبول جلوهگر شده باشد زيرا حتّى بهترين قوانين مشرقزمين از افراد طبقات پائين كمتر حمايت مىكند . همچنين نهى مزدك از خونريزى و گوشتخوارى به علل دينى بوده است . از اين تحريم خونريزى و گوشتخوارى در تاريخ طبرى فقط خاطرهاى مانده است آن هم در ارتباط با داستانى افسانهآميز ( رجوع شود به فصل سلطنت كواذ ) . به گفتهء بيرونى او از كشتار دام نهى كرد مگر آنكه خود بميرد : اين به آن معنى است كه او خوردن گوشت حيوان پير را تجويز كرده است ولى نبايد صحيح باشد . اما اين تحريم از قطعهاى كه از ترجمهء پهلوى اوستا منقول است ( ونديداد ، فرگرد 141 ) تأييد مىشود : « او اين چنين جنگيد بر ضدّ دشمن ناپاك « 1 » كه به ناخوردن وامىداشت ؛ چنان كه مثلا با مزدك پسر بامدات جنگيد ، آنكه سر خورد « 2 » ، و به او گرسنگى و مرگ داد ؛ او بر ضدّ ديو مرگ « 3 » جنگيد اينجا محدوديت يكى از لذّات زندگى كه با آئين زندگى دوستى و خوش زيستن زرتشتى منافات دارد ، به مزدك نسبت داده شده است ؛ اما اين نسبت مانع از رواج و انتشار آئين مزدك در ميان طبقاتى كه خوراك گوشت را به سختى مىشناختند نبود . ما آگاهى نداريم كه آيا مزدك تعاليم و قوانين ديگرى نيز داشته است يا نه ؛ اما احتمال مىرود كه او به طور كلّى به قوانين دين قديم پايبند بوده است و فقط در آنجا كه از اين قوانين منحرف شده است مىپنداشته است كه بر ضدّ تفسير و استعمال نارواى دين باستانى بپاخاسته است . مطالبى كه بعدها دربارهء اصول عجيب و غريب مزدك گفته شده است مربوط به فرقههاى ديگرى است كه چون مانند مزدكيان اشتراك در
--> ( 1 ) - اهرموگ - اشمئوغا . ( 2 ) - اين كلمات كه آن را جز اين نمىتوان ترجمه كرد درست نقل نشده است . معنى فارسى امروزى « سرخوردن » در اينجا هيچ مناسبتى ندارد . ( 3 ) - استويذات - استويذوتو .