تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
490
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
مال و زن را تبليغ مىكردند مزدكى خوانده شدهاند « 1 » . از نوشتههاى مزدك و پيروان او فقط به مناسبت ذكر نابود ساختن آن سخنى رفته است « 2 » . براى روشن ساختن علّت اتحاد كواذ با فرقهء جديد جز اين نمىتوان گفت كه او مىخواسته است به اعتبار و روابط خانوادگى و به مالكيّت طبقهء نيرومند نجبا به مؤثرترين وجهى آسيب رساند . او همچنين از راه اين آئين عامّهپسند زير پاى روحانيان را كه با نجبا ارتباط نزديكى داشتند خالى كرد . امّا اين طبقات كه سخت در معرض تهديد قرار گرفته بودند خود را به موقع نيرومندتر از او نشان دادند . كواذ پس از فتواى موبذان موبذ از سلطنت خلع شد « 3 » ، اما پس از آنكه بعد از چند سال دوباره سلطنت خود را بازيافت اين دشمنان اصلى خود را از قدرت انداخت « 4 » ، ولى نمىتوان گفت كه باز به ترويج آئين مزدك از راه زور دست زد ؛ زيرا او در اين صورت با روحانيان و نجباى ناراضى كه پشت سر او بودند نمىتوانسته است با روم بجنگد . به علاوه يكى از صاحبمنصبان بزرگ به نام زرمهر كه از نجباى درجهء اوّل بود و خود از دشمنان آئين مزدك بوده است به بازگشت كواذ به سلطنت كمك كرده بود . متأسّفانه ما در اين باره اخبار مفصلى در دست نداريم ولى به هر حال اين فرقه پس از
--> ( 1 ) - الفهرست ص 342 ؛ شهرستانى ترجمهء هاربروكر ج 2 ص 291 به بعد و صفحات 200 و 221 . ( 2 ) - رجوع شود به مطالب آينده . كتاب مزدك كه ابن المقفّع آن را ترجمه كرده و ابان لاحقى آن را به شعر درآورده بوده است ( الفهرست ص 118 و 163 ) كتاب دينى نبوده است بلكه كتابى بوده است براى سرگرمى و با كليله و دمنه در يك جا بوده است و براى مسلمانان زيانبخش شمرده نشده است ( رجوع شود به دخويه ، قطعات تاريخى ج 1 ص 406 س 5 - ج 2 ص 520 در پائين صفحه و حمزه ص 41 ) . آيا داستان مادر خسرو كه بيرونى آن را به صورت افسانه درآورده است از كتاب مذكور بوده است ؟ . ( 3 ) - رجوع شود به فصل سلطنت كواذ . دربارهء آشفتگى مطالب ابن المقفّع به مناسبت خلع كواذ از سلطنت رجوع شود به فصل پنجم ، صفحهء 171 ، زيرنويس شمارهء 2 . فردوسى خلع كواذ و داستان مزدك را چنان نقل مىكند كه گوئى ارتباطى با يكديگر ندارند . دربارهء زمان خلع او از سلطنت رجوع شود به ضميمهء اوّل . ( 4 ) - « او بزرگان را كشت » ( يوشع ستوننشين بند 25 ) .