تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

482

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

و ضعيف مىساخت . امّا شركت خود پادشاه در جنگها اين جنبهء ضعف را جبران مىكرد گرچه بعضى از پادشاهان ، مانند خسرو دوم ، از شركت در جنگ سربازمىزدند . شكار نيز اين جنبهء ضعف را جبران مىكرد زيرا در آسيا معمول بود كه پادشاهان از ديرباز با كوشش و همّت و اسلوبى عالى خود به شكار مىرفتند . به طور كلّى بايد گفت خاندانى كه توانست خود را چهارصد سال نگاه دارد و در سدهء آخر مردى مانند خسرو انوشروان بيرون دهد بسيار نيرومند بوده است . به طور كلّى شاهنشاهى ساسانى با همهء نقائص فراوانى كه داشت از جملهء رويدادهاى بسيار عالى بود و براى مشرق زمين تقريبا نمونهء يك دولت بسيار منظّم بود . اين دولت در حقيقت براى دولت‌ها و امپراطورىهاى بزرگ پس از خود سرمشق واقع گرديد . پس از خلفاى راشدين و بنو اميّه كه عربى خالص بودند خلفاى عباسى از ساسانيان سرمشق گرفتند و پس از آن دولتهائى كه در ايران يا عراق تشكيل شد كم يا زياد آن را سرمشق خود قرار دادند . روايات داستانى - تاريخى ايرانيان كه در شاهنامهء فردوسى تثبيت شده و در دسترس همه قرار گرفته است نماى اين آخرين امپراطورى بزرگ ايران را براى ايرانيان دوره‌هاى بعد نگاه داشت ؛ زيرا در شاهنامه حتى پادشاهان بسيار قديم ايران همه تقريبا در لباس خسرو پرويز ظاهر مىشوند . امپراطورى روم شرقى امپراطورى ايران را از نظر سياسى كاملا هم‌پايهء خود مىشناخت و شاهنشاهى ايران نيز چنين مىكرد . قيصر و شاهنشاه يكديگر را برادر خطاب مىكردند « 1 » . مسلمانان غبطه مىخوردند كه روزگارى دولت ساسانى از سرزمين‌هاى اصلى ايشان بر اثر ادارهء بهتر ، خيلى بيشتر از ادوار عباسى ، حتّى در درخشانترين دورهء آن ، درآمد داشته است . مسلمانان نتوانسته‌اند بناهائى مانند بناهاى پادشاهان ايران بسازند . البته اين را هم بايد به ياد داشت كه بسيارى از

--> ( 1 ) - رجوع شود به كتاب كنستانتينوس پورفوروگنتوس de caere moniis « دربارهء تشريفات » ج 1 ص 89 . در اينجا تشريفات پذيرائى رسمى يكى از فرستادگان ايران در دربار قيصر در قرن ششم به دقّت توصيف شده است .