تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

478

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

پادشاهان و امراى باجگزار نقش خاصّى داشتند . فرق عمده‌اى كه دولت ساسانى با دولت اشكانى داشت اين بود كه در زمان ساسانيان ايالات مهمّ مملكت مستقيما زير اطاعت دولت بودند ، امّا در مملكت اشكانى در ولايات و ايالات مختلف پادشاهان واقعى وجود داشتند . امّا ساسانيان نيز در بسيارى از ايالات مرزى ناگزير به اطاعت غير قابل اعتماد پادشاهان باجگزار قناعت مىكردند . ما از روابط دولت ساسانى با پادشاهان حيره ( در زمان‌هاى قديم‌تر ) و نيز با پادشاهان ارمنستان اطّلاعات بيشترى داريم . « سلطنت » پادشاهانى كه به عنوان حاكم به جاى مرزبانان گماشته مىشدند فقط اسمى بود « 1 » . وضع استثنائى ارمنستان به پادشاه عنوانى آن ، شاپور پسر يزدگرد اول ، اجازه داده بود كه سكّه به نام خود بزند « 2 » . پس از سقوط دولت ساسانى به‌هرحال بسيارى از حكّام بزرگ چنان در ولايات خود سخت و استوار نشسته بودند كه رعايا در آغاز ، سقوط دولت را چندان حسّ نكردند . مرزبانان به عنوان سران بلاد با عرب‌ها مىجنگيدند و پيمان صلح

--> ( 1 ) - رجوع شود به صفحهء 80 ، زيرنويس شمارهء 2 . ( 2 ) - اگر اردشير دوم هنگامى كه شاهزاده بوده است « پادشاه آديابنه ، خوانده شده است ( رجوع شود به فصل سوم ، ص 100 ، زيرنويس شمارهء 2 ) ، در صورتى كه آديابنه يا حديب فقط يك ناحيه بوده است ، به آن جهت است كه آديابنه در آن زمان با بخشهاى مجاور به صورت يك ولايت اداره مىشده است . اين وضع ظاهرا در نتيجهء جنگ با روم پيش‌آمده بود . حوزهء قدرت اردشير در حقيقت بر ناحيهء جرمايه كه در جنوب شرقى آديابنه بوده است نيز شامل بوده است ( كارنامهء شهدا ج 1 ص 99 ) . امّا اين‌گونه حالات ممكن است در نتيجهء اعطاى قدرت فوق‌العاده مخصوص براى اوضاع خاصى بوده باشد ؛ زيرا اردشير مأمور عالى تعقيب و آزار مسيحيان بوده است و او با اين عنوان به كشكر ، واقع در قسمت پائين دجله ، كه از محلّ مأموريّت او خيلى دور بود نيز دستور مىداد ( همان كتاب ص 150 ) . بعضى از عناوين اين گونه شاهزادگان حاكم را در كتاب ابن خرداذبه در تحت عنوان « پادشاهان » مىبينيم ( ص 43 ) . ابن خرداذبه در اينجا و در ص 40 ( نيز مقايسه شود با ص 96 ) اجتماع آشفته‌اى درست كرده و نامهاى شخصى حكام و نام خاندانهاى ايشان و عناوين امرائى را كه به دولت ايران تعلق نداشته‌اند و غير آن با هم درآميخته است . به‌علاوه متن چاپى بيش از متن خطى دچار تحريف شده است . بيرونى ( ص 101 ) منبع دست دوّم است .