تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

479

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

مىبستند ؛ حكّام كوچكتر نيز چنين مىكردند . امّا مرزبانان طبرستان كه از فرزندان كارن ، سپهبد موروثى خراسان ، بودند در طى نسلهاى متعدد به عنوان امراى مستقل خود را نگاه داشتند . روحانيون زرتشتى دولتى در داخل دولت تشكيل مىدادند . مغان ( مگو ، موگ ) براى خود سلسلهء مراتبى داشتند . ظاهرا هر ناحيه‌اى حوزهء روحانيّت يك مغ بزرگ ( مگوپت ، موگ « 1 » پت ، موبذ ) نيز بود . موبذان بعضى از نواحى معيّن دست‌كم در منابع و مآخذ ديده مىشوند « 2 » . در رأس همهء موبذان موبذ بزرگ « 3 » يا موبذان موبذ قرار داشت كه يكى از اشخاص بسيار مهم در سرتاسر مملكت بود . بجز او صاحبان عناوين و مقامات روحانى ديگر نيز بودند . مانند دستوبر يا دستور و اهرپت يا هيربذ « 4 » . اينها روحانيانى بودند كه قدرتشان تنها با قدرت روحانيان مسيحى قابل مقايسه بود و در تعقيب عقايد ديگر از هيچ‌يك از روحانيان مسيحى عقب‌تر نبودند و اين معنى مخصوصا از كارنامهء شهداى مسيحيّت معلوم مىگردد . به موجب كارنامهء شهيدان ، موبدان غالبا از قدرت اجرائى بزرگى برخوردار بودند ؛ امّا از گزارشهاى دقيق‌تر چنين برمىآيد كه در تعقيب و بازجوئى مسيحيان بيشتر كميسيونهائى دخالت داشتند كه از صاحب‌منصبان روحانى و غير روحانى تشكيل مىشد و بنابراين روحانيان اين قدرت اجرائى را به طور غير مستقيم و يا به واسطهء هيئت نمايندگى مخصوصى دارا بودند . اين روحانيان قاضى به معنى حقيقى نيز

--> ( 1 ) - ارمنيان چنين مىنويسند . ( 2 ) - اليزئوس ص 330 و كارنامهء شهدا ج 1 ص 103 و 154 و 160 و 190 . در زبان لاتينى mopeta ( موبد ) هميشه به غلط praefectus ( صاحب‌منصب يا قاضى عالىمقام دولتى ) ترجمه شده است . ( 3 ) - در سريانى ريش‌مگوشى يا ريشادمگوشى ( كارنامهء شهدا ج 1 ص 134 و 185 ) . ( 4 ) - رجوع شود به تعليقات فصل چهارم شمارهء 3 صفحهء 139 . عنوانى كه موزينگر ( مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 68 س 14 ) به عنوان ناظم ( رئيس ) مغان توضيح داده است بايد موگان - ارزبذ باشد . ارزبذ ( صاحب مقام ) به تنهائى عنوان يك مأمور دربارى ديده شده است ( كارنامهء شهدا ج 1 ص 24 ؛ و ترجمهء ارمنى پاتكانيان در ژورنال آزياتيك 1896 ج 1 ص 116 ) .