تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

466

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

--> ( تاسىتوس ، سالنامه ص 6 س 42 ) . - سورنا « شخص دوم پس از پادشاه » ( آميان ص 30 س 2 و 5 ) در سال 363 مسيحى ( آميان در مواضع متعدد ) ؛ زوسيموس اين نام را كه با رتبه‌اى موروثى مربوط بوده است ( آرخه - رئيس يا حاكم ) مىخواند و چندان نابجا نيست . شايد آنچه در كتاب فاوستوس با مناسبت بسيار مشكوكى ذكر شده است به نام سورين پهلو سردار سپاه در زمان شاپور دوم ، با همان سورناى مذكور در آميان يكى باشد ( فاوستوس ص 3 س 33 و ص 36 ) و يا شخص ديگرى بوده است كه در زمان متأخرى بلافاصله پس از مرگ شاپور ذكر شده است ( فاوستوس ص 5 س 38 ) . - سردار ايرانى ديگرى به نام سورين پهلو در حدود 430 مسيحى مىزيسته است ( موسىخورن 64 / 3 ) . - سور ( ر ) نس مسيحى ذكرش در تاريخ روحانيّت ثئودورت ( 39 / 5 ) آمده است . - سورين ديگرى از همان زمان ( در زمان يزدگرد دوم ) حاكم آديابنه و جرمايه بوده است به نام « دست برهم » ( موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 68 س 16 ) . - در همان زمان سردار ايرانى ديگرى به نام سورين پهلو بوده است ( لازاروس ج 2 ص 333 ) . - سورناس ، سورنس يا سورين كه در 562 مسيحى ديده مىشود ( مناندر پرتكتور فصل 11 ) در سال 572 مسيحى به دست ارمنىها كشته شد ( همان كتاب فصل 36 ؛ ثئوفانس بيزانسى فصل سوم ؛ يوحنّا اپيفانيوس فصل دوم ؛ پاتكانيان ژورنال آزياتيك 1866 ج 1 ص 183 ) . پسر اومبدوس ( مهبذ ) در 588 مسيحى كشته شد ( ثئوفيلاكتوس ص 3 س 15 ) . - اين بايد همان كسى باشد كه در كتاب مناندر بارها ديده مىشود ( فصول 17 و 40 و 46 مكرّر ؛ در اين قسمت نام او آمده است ) و نيز در كتاب يوحناى افسوسى ( ص 375 ) مبدويس ديده مىشود و داراى عنوان سرنخورگان است ( مناندر فصل 46 ؛ ثئوفيلاكتوس 15 / 3 ) ؛ براى عنوان نخورگان رجوع شود به زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 183 . شايد از خاندان سورين كسان ديگر نيز با عنوان نخورگان و نيز با نام مهبد وجود داشته‌اند . - يكى از دائيهاى خسرو پرويز به نام سورين بوده است ( رجوع شود به يوحناى ماميكنى ، لانگلوا ج 2 ص 373 كه در آنجا تقريبا به مناسبت مشكوكى ذكر شده است ) . - شايد ماهوى كه به يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى خيانت كرد و حاكم مرو بود نيز از خاندان سورين بوده است زيرا فردوسى او را ماهوىسورى مىخواند . - شايد نام رودخانهء سورين واقع در نزديكى رى ( كه شايد سورين رود يا چيزى مانند آن خوانده مىشده است ) و نام دهى در نزديكى نيشابور ( كه شايد ده سورين خوانده مىشده است ؛ مقايسه شود با ده نخورگان يا ده خوارقان ، زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 183 ، فصل ششم ، و مهران رود ، زيرنويس شمارهء 4 ص 168 فصل پنجم ) مذكور در ياقوت نيز از نام اين خاندان گرفته شده است .