تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
467
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
مهران « 1 » كه دربارهء ايشان در تعليقات فصل پنجم ( شمارهء 4 صفحهء 188 ) اطلاعاتى داده شده است نيز از جملهء هفت خاندان و از اصل اشكانى بودهاند . سپنديار را معمولا پسر خود بشتاسپ مىدانند و خاندان ساسانى نسب خود را به او و پسرش بهمن مىرساند . از جملهء احفاد اين شخص مهرنرسى « 2 » و بستام ( رجوع شود به ضمائم بعدى ) و شاهين « 3 » سردار معروف بودهاند . مسلّم است كه عدد تام و مقدّسى مانند عدد هفت به طور دائم فقط مىتواند معنى ظاهرى داشته باشد و در طى 400 سال اوضاع سياسى و قدرتها بر يك منوال و پايدار نبوده است كه هفت خاندان نيز به همان منوال دوام داشته باشد زيرا اعتبار اين خاندانها بستگى به اوضاع قدرتها دارد . بدون شك در خود ايران نيز مانند ارمنستان قدرت خاندانهاى بزرگ بر پايهء مالكيّتهاى ارضى بزرگ بوده است و قدرت امرا در نواحى مخصوص به خودشان بوده است زيرا در غير اين صورت اين خاندانها فورا زير فشار پادشاهان قرار مىگرفتند « 4 » . همچنين ديگر طبقات مختلف پائينتر و بالاتر نجبا ظاهرا بر پايهء مالكيّت ارضى استوار بودهاند . در اينباره در خصوص دهقانان به طور قطعىترى مىتوان سخن گفت « 5 » . اين دهقانان از طبقهء نجباى پائينتر بودند و در دوران آخر
--> ( 1 ) - بنا به گزارش هوفمان از نسخهء چاپ نشدهاى از يك كتاب سريانى دربارهء شهداى مسيحيّت يكى از افراد خاندان مهران به نام پيرانگشنسپ حاكم و فرمانده سپاه گرجستان و ارّان بوده است كه به مسيحيّت گرويده و در سال 9 - 538 مسيحى به درجهء شهادت رسيده است . برادر او مهران در آن زمان در لازيكا فرمانده بوده است . ( 2 ) - رجوع شود به صفحهء 139 ، زيرنويس شمارهء 1 . ( 3 ) - رجوع شود به فصل هشتم ، زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 313 . شايد چنان كه من در زيرنويس شمارهء 4 صفحهء 190 گفتهام سپنديار پهلوى يكى از هفت خاندان - مهران مىباشد . ( 4 ) - مقايسه شود با گزارشى دربارهء املاكى كه مهرنرسى از خود به جاى گذاشت ( فصل چهارم ) . اين مرد كه سالها وزير بزرگ بوده است در طى وزارت خود فرصت به دست آورده و املاك خود را خيلى زياد توسعه بخشيده است . ( 5 ) - آنچه پوليبوس ( 1 / 54 / 5 ) آديگاناى سلوكيه ناميده است نمىتواند با « دهقانان » مربوط باشد .