تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
458
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
است نيز شش سال اول سلطنت خسرو را براى خود مدّعى شده است ، امّا در عمل مدّت چهار سال در برابر پادشاه حكومت كرده است « 1 » . چنان كه پيش از اين گفتهايم خلع خسرو در بيست و پنجم فوريهء سال 628 مسيحى و مرگ او در بيست و نهم فوريهء همان سال اتفاق افتاده است . سال سى و هشتم سلطنت او ( آغاز آن هفدهم ژوئن 627 م ) سال تمام نبوده است و فهرست دقيق الياس به حق سالهاى سلطنت او را سى و هفت مىداند نه سى و هشت كه روايات معمولى گفتهاند . سبئوس نيز مدّت سلطنت او را سى و هفت گفتهاند . در سكّههاى او تا رقم سال سى و هشت نقش شده است . اما خيلى عجيب است كه از او سكّهاى در دست است كه تاريخ سال سى و نهم سلطنت او را دارد « 2 » . چون ميان مرگ او و آغاز سال نو ( 17 ژوئن ) زمان كافى وجود داشته است كه با وجود اقامت سپاهى از روم در داخل مملكت ، خبر مرگ او تا دورترين نقاط مملكت برسد . دربارهء سكّهء مذكور بايد چنين فرض كرد كه شاهزادهاى يا اميرى در يكى از نقاط مملكت به بهانهء اينكه هنوز شاه زنده است خواسته است در زير نام او قدرت را در دست داشته باشد . شيرويه نخستين سال سلطنت شيرويه آخرين سال سلطنت پدر اوست ( آغاز آن هفدهم ژوئن 627 م ) . سال دوم سلطنت او كه سكّههاى بسيار كمى از آن مانده است ، از هفدهم ژوئن سال 628 مسيحى آغاز مىشود . حكومت واقعى او از بيست و پنجم فوريه تا حدود سپتامبر سال 628 مسيحى ادامه داشته است . « 3 » گفتهء
--> ( 1 ) - دربارهء او و زمان او به قسمتهاى آينده در ضمائم رجوع شود . ( 2 ) - بارتولومئى لوحهء 3 شمارهء 48 . ( 3 ) - رجوع شود به زيرنويس شمارهء 4 صفحهء 403 . فردوسى و ثئوفانس ( ص 505 ) نيز سلطنت او را هفت ماه گفتهاند . در قرن هشتم مسيحى در بغداد عقيدهء عمومى بر اين بود كه او شش ماه سلطنت كرده است ( ابن الاثير ج 3 ص 75 ) . ولى اين عقيده از پايان خلافت ششماههء المنتصر كه پدر خود المتوكل را كشته بود انتزاع شده است . مدت سلطنت او را معمولا 8 ماه گفتهاند .