تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
438
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
محرز و مسلّم است ) دادهاند بپذيريم براى او ( بهرام سوم ) در حقيقت سال سلطنت احتسابى باقى نمىماند . پس بايد ناچار قبول كرد كه بهرام سوم در پايتخت مملكت فقط چهار ماه به عنوان شاهنشاه شناخته شده است ولى در نواحى ديگر مملكت به عنوان مدّعى سلطنت مدت زيادى حكومت كرده است و آن مدتى است كه با نرسى در جنگ بوده است . نرسى و هرمزد دوم آگاثياس مدّت سلطنت نرسى را هفت سال و پنج ماه گفته است و همين رقم را براى مدت سلطنت هرمزد دوم نيز ذكر كرده است . مدت هفت سال و پنج ماه هرمزد دوم را روايات ديگر خواه مستقيم و خواه غير مستقيم تأييد كردهاند ولى اين روايات ديگر مدّت سلطنت نرسى را به اتفاق نه سال دانستهاند « 1 » . بنابراين در اينجا بايد گفت كه آگاثياس و يا مأخذ او اشتباه كرده است و مدت سلطنت هرمزد دوم را به نرسى داده است ، در صورتى كه يعقوبى و بيرونى ( ص 127 ) و فردوسى مدت سلطنت هر دو پادشاه را نه سال گفتهاند ، يعنى درست برعكس آگاثياس مدت سلطنت نرسى را به هرمزد دوم نيز دادهاند . پس بايد نخستين سال سلطنت نرسى را در همان سالى دانست كه سلطنت چهارماههء بهرام سوم در آن بوده است يعنى سالى كه با نهم سپتامبر 293 مسيحى آغاز مىگردد و نخستين سال سلطنت هرمزد دوم را سالى دانست كه با هفتم سپتامبر 302 مسيحى آغاز مىشود و آخرين روز آخرين سال كامل سلطنت هرمزد دوم را چهارم سپتامبر سال 309 مسيحى دانست . ما از گزارشهاى مورخان يونانى و لاتينى دربارهء جنگهاى نرسى با روميان مىدانيم
--> ( 1 ) - موسىخورن ( 89 / 2 ) نيز نه سال گفته است . هشام نيز در اينجا ، دستكم يكبار ، رقم نه را به جاى خود باقى گذاشته است .