تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

35

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

هشتاد مرد قوى چابك از مردم استخر بجنگيد و بر همه پيروز شد . زن او از يكى از خانواده‌هاى پادشاهى پارس بود كه به بازرنگى « 1 » معروف بود . اين زن زيبا و با كمال بود و رام بهشت نام داشت . آتشكدهء استخر ، به نام آناهيذ « 2 » ، در دست ساسان بود . ساسان شيفتهء شكار و سوارى بود . رام بهشت از ساسان پسرى زاد كه به هنگام زادن مويش از يك وجب درازتر بود « 3 » و او را پابك نام كردند . چون پابك بزرگ شد ، پس از پدر ، به كار مردم پرداخت و او را پسرى شد به نام اردشير . در آن هنگام پادشاه استخر مردى از بازرنگيان بود كه به گفتهء هشام بن محمّد ( كلبى ) گوزهر « 4 » و به گفتهء ديگرى گزهر نام داشت . اين پادشاه را غلامى اخته بود به نام تيرى « 5 » كه او را

--> فارسى جديد به معنى امروزى شهر آمده است ) . هر استان به چند روستاك تقسيم مىشده است ؛ تقسيمات ولايات ديگر نيز به همين نحو بوده است . ( 1 ) - تلفّظ بازرنگى به درستى معلوم نيست . اين نام شايد با نام بازرنگ ( اصطخرى ص 112 و 119 و غيره ) كه نام قسمت كوهستانى پارس غربى است يكى باشد و در اين صورت نام ناحيه و خاندان هر دو مىشود . گويا بازرنگيان از طرف پادشاهان بزرگ پارث با استقلالى كم‌وبيش بر پادشاهان محلّى كوچكتر حكومت مىكرده‌اند . سكّه‌هاى تازه‌اى كه از پرسپوليس ( تخت جمشيد ) به دست آمده است متعلق به اين خاندان بايد باشد . اين سكّه‌ها پرتو ضعيفى بر تاريخ اين دوره از اين ناحيهء دورافتاده مىافكند ( رجوع شود مخصوصا به مقالهء موردتمان در مجلهء سكّه‌شناسى برلين ج 4 ص 152 به بعد ) . بازرنگى بودن مادر اردشير را بعدها ساخته‌اند تا قانونى بودن سلطنت او را مسجّل كنند . ( 2 ) - آناهيذ و ناهيذ به ياى مجهول است و در اين شعر ويس و رامين با « خورشيد » قافيه شده است : ز پيشانيش تابان تير و ناهيذ * ز رخسارش فروزان ماه و خورشيذ به موجب عقيدهء تازه‌تر ، ناهيذ همان ستارهء زهره است ( venus ) . در معبد الاههء ناهيت ( با ياء مجهول و تاء ) واقع در استخر در سال 340 م سرهاى شهداى مسيحى را آويخته بودند ( كارنامهء شهدا ، نشر السّمعانى ج 1 ص 95 و مقايسه شود با ص 93 ) . شايد پيوستگى اردشير با اين معبد مقدّس درست باشد ؛ با اين همه ، غلوّ داستان‌ها در انتساب خاندان او به پادشاهان و قهرمانان و روحانيان ، اعتماد به جزئيّات آن را متزلزل مىسازد . ( 3 ) - نشانهء قدرت و بزرگى . ( 4 ) - صورت‌هاى قديم‌تر اين نام گوچثر و گوچهر ( هر دو به واو مجهول ) است . صورت گوزهر چنان كه آندره آس دريافته است نام يكى از پادشاهان قديم « پارسيان » بوده است به نام گوسيثرس ( لوسين ادّعائى در كتاب Macrobii « اخبار المعمّرين » فصل 15 ) . ( 5 ) - اين نام قطعا با نام تيرايوس پادشاه خاراسنه ( اخبار المعمّرين فصل 16 و