تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

410

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

بوران چليپاى چوبين را به دست جاثليقى به نام ايشوعهب « 1 » به قيصر روم پس فرستاد « 2 » . پادشاهى او يك سال و چهار ماه بود .

--> ( 1 ) - عنوان جاثليق در تاريخ حمزهء اصفهانى و كتب ديگر نيز ذكر شده است اما نام او را فقط طبرى ذكر كرده است ( شايد نسخهء خطى سپرنگر نيز نام او را ذكر كرده بوده است ولى متأسفانه قسمت آخر نسخهء خطى افتاده است ) . صحت اين مطلب دليل صحت روايت نيز هست : يشوع يبه در بهار سال 628 م پس از مرگ خسرو به جاثليقى نسطوريان برگزيده شده بود ( الياس نصيبينى به نقل ابن العبرى در تاريخ روحانيت ج 2 ص 113 ) . ( 2 ) - مذاكرات صلح را شيرويه باز كرده بود و هراكليوس نيز براى شروع مذاكره عجله داشت اما ظاهرا براى پايان دادن آن از خود عجله‌اى نشان نداد و به همين جهت اين مذاكرات حقيقتا يا در زمان شهربراز و يا در زمان بوران خاتمه يافت . جزئيات اين قضيه روشن نيست و ممكن است هريك از روايات مختلف و متضاد جزئى از حقيقت را در بر داشته باشد . آنچه مسلم است اين است كه جاثليق به عنوان سفير نزد هراكليوس رفته بوده است . ابن العبرى ( تاريخ روحانيت ج 2 ص 113 به بعد ) نيز اين مطلب را با جزئيات مخصوصى نقل كرده است و همين‌طور مؤلف نسطورى به نقل السّمعانى ( 105 III , I , ) . بنا به گفتهء اين مؤلف جاثليق با قيصر در حلب ملاقات كرد . در اين مأخذ صريحا گفته شده است كه مأموريت جاثليق از طرف بوران بوده است . توماس مرگائى ( موضع مذكور ص 106 ) مأموريت او را از جانب شيرويه گفته است ولى در اين صورت حلب و سوريه محل اقامت قيصر نمىتواند باشد . مسألهء ديگر اين است كه در اين زمان صليب پس داده شده بود زيرا دلايل قوى در دست است كه افراشتن صليب يا اعادهء صليب به جاى خود در اورشليم ( كه هنوز هم يادبود آن را جشن مىگيرند ) در 14 سپتامبر 629 م صورت گرفته است نه در سال 630 م . اين مطلب كه شهربراز در مذاكرات خود با قيصر در ژوئيه 629 ( رجوع شود به مطالب قبلى ) اعادهء صليب را قول داده بود بايد صحيح باشد و ظاهرا به همين جهت است كه سبئوس ( در موضع مذكور ص 220 ) اعادهء صليب را به شهربراز نسبت داده است . امّا پيش از اين واقعه و يا بلافاصله پس از قرارداد اولياى امور در تيسفون سعى مىكرده‌اند كه هريك با اعادهء صليب نظر قيصر را براى خود جلب كند و به همين جهت است كه عمرو نسطورى اعادهء صليب را به اردشير سوم نسبت داده است ( السّمعانى 96 III , I , ) اعادهء صليب را در پائيز 629 م شاهد مخصوصى تائيد مىكند : بنا به نقل اغانى ( ج 6 ص 94 ) ابو سفيان پيشواى مكيان پس از متاركهء جنگ با محمد ( ص ) ( صلح حديبيه ) كه در مارس 628 م صورت گرفته بود در رأس كاروانى در بيت المقدس بود و در آنجا شاهد ورود هراكليوس با صليب مقدس بود . اين متاركه و يا صلح حديبيه با اقدام تازهء محمد ( ص ) بر ضدّ مكيان و با فتح مكه در ژانويه 630 م به پايان رسيد . نمىتوان گفت كه سفر تجارتى ابو سفيان به فلسطين در همين سال 630 صورت گرفته است زيرا با فتح مكه تجارت او و بزرگان مكه پايان يافت . بنا بر اين حضور او در