تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
411
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
گشنسپده پس از بوران مردى به نام گشنسپده « 1 » ( ؟ ) كه از عمزادگان بسيار دور پرويز بود به تخت نشست و مدت پادشاهى او از يك ماه كمتر بود . آزرميدخت پس از گشنسپده ، آزرميدخت « 2 » دختر خسرو پرويز به تخت نشست . گويند
--> فلسطين يا در سال 628 و يا در سال 629 مىتواند باشد . ممكن است اعتراض شود كه خبر اقامت ابو سفيان در شهر بيت المقدس با مذاكرات بىمعنى او به عنوان رئيس كفار قريش با هراكليوس قيصر مسيحيان دربارهء پيغمبر تازه ( كه ذكر آن فقط در صحيح بخارى ، طبع كرل 4 ، 1 ، آمده است ) مربوط است و به همين جهت از اصل مورد ترديد است . ولى بايد متوجه بود كه ابو سفيان جزئيات را چنان به خوبى نقل مىكند كه ما آن را فقط از منابع ديگر به دست آوردهايم و عربها نمىتوانستند از آن جزئيات به اين خوبى واقف باشند ( حتى به قتل يهوديان نيز اشاره كرده است ) و همين امر است كه اعتراض مذكور را ناموجه مىسازد . ابو سفيان هراكليوس را ديده بوده است ولى آن مذاكرات ابلهانه را اهل حديث از خود افزودهاند . بنا بر اين در متن ، يك مأموريت ديگر سياسى جاثليق را با اعادهء صليب اشتباه كردهاند . السّمعانى ( 96 ( III , I , متوجه مىسازد كه درست در همان زمان يكى از نسطوريان كتابى دربارهء جشن صليب مقدس تأليف كرده بوده است . ( 1 ) - قسمت آخر اين نام به درستى معلوم نيست ( رجوع شود به فصل هفتم ، زيرنويس شمارهء 2 صفحهء 286 ) نام سلطنتى او بايد پيروز باشد ( رجوع شود به مطالب بعدى كه در آنجا گفته شده است او به موجب روايت ديگرى بعدا به سلطنت رسيده بوده است ، در آنجا مطالب بيشترى دربارهء او گفته خواهد شد ) . ( 2 ) - اين نام غالبا تحريف شده است . از جمله كسانى كه آن را درست ذكر كردهاند نويسندهء سريانى الياس نصيبينى ، و نسخهء خطى تاريخ حمزهء اصفهانى است كه اين نام را تا آخرين نقطهاش درست ضبط كرده است . آزرم به معنى « حيا » و « بيم » و « احترام » است ( در