تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
405
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
دروازههاى آن را استوار ساخت و اردشير را با ديگر بازماندگان خاندان شاهى و زنان و آنچه در گنجخانه از مال و خواسته بود با چارپايان به تيسفون برد . شهربراز با شش هزار تن « 1 » از سپاهيان ايران كه در مرز روم بودند روى به ايشان نهاد و در كنار تيسفون فرودآمد و شهر را در حصار گرفت و جنگ آغاز كرد و منجنيقها بنهاد اما نتوانست به درون شهر برود . چون خود را از گشادن شهر ناتوان ديد از راه نيرنگ درآمد و مردى را به نام نيوخسرو كه رئيس پاسداران اردشير بود با مردى ديگر به نام نامدار گشنسپ « 2 » پسر آذرگشنسپ كه سپهبذ نيمروز « 3 » بود بفريفت و اين دو دروازهء شهر را به روى او بگشادند . شهربراز به درون شهر رفت و گروهى از رؤسا را بكشت و
--> بزرگان ديگر را پيش او بفرستند تا از آنان دربارهء خسرو و دربارهء تصرف اموال دولتى بازجوئى كند . اولى مىخواست خود را فدا كند ولى ديگران راضى نشدند . يعقوبى هم اين خبر را به طور خلاصه نقل كرده است . احتمال قوى مىرود كه شهربراز كيفر قاتلان خسرو را دستاويز خود قرار داده باشد . دينورى نيز مىگويد كه شهربراز پس از غلبه همهء كسانى را كه در قتل خسرو دست داشتند به قتل رسانيد . دستاندازى اين مرد به تاج و تخت سلطنت ايران ضربهء مهلكى بر پيكر اين مملكت بدبخت بود و اين امر با موافقت هراكليوس صورت گرفته بود . هراكليوس با شهربراز در ژوئيهء 629 م در آرابيسوس ملاقات كرده بود ( لاند ، قصص سريانى ج 1 ص 10 س 17 و مقايسه شود با فصل هشتم ، صفحهء 322 ، زيرنويس شمارهء 4 ؛ و نيز رجوع شود به سبئوس در ژورنال آزياتيك 1866 ، ج 1 ، ص 219 ) . بنا به گفتهء ميخائيل سريانى ( ژورنال آزياتيك 1849 ، ج 1 ص 320 ، 1866 ج 1 ص 221 ) و ابن العبرى در تاريخ سريانى ( ص 105 ) شهربراز پيش از آن همرزم خود كارداريگان را كه نمىخواست به سلطنت او گردن نهد به قتل رسانيده بود . ( 1 ) - نسخهء سپرنگر و تاريخ يعقوبى نيز اين رقم را نوشتهاند . تهديد پايتخت از طرف چنين سپاه كمى نشان مىدهد كه قواى دولتى تا چه اندازه كم بوده است ، و نيز اين رقم خبر مربوط به وقوع خيانتى را قابلقبولتر مىسازد . به هر حال وضع دولت با حملهء خزرها در سال دوم سلطنت اردشير ( يعنى پس از هفدهم ژوئن سال 629 م . ) بدتر گرديد . شهربراز سپاهيانى براى مقابله با خزرها فرستاد ولى نتيجهاى نداد ( موسى كال . در ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 219 ) . ( 2 ) - اين بايد همان شخص باشد كه سبئوس ( در پاتكانيان ، ژورنال آزياتيك 1866 ج 1 ، ص 199 ) او را سپهسالار پرويز خوانده و نامش را Namgaroun Schonazp گفته است . اين نام بايد نامدار وشنسپ خوانده شود . ( 3 ) - رجوع شود به صفحهء 185 ، زيرنويس شمارهء 2 .