تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
392
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پشيمان شوى . 3 - پاسخ ما به آنچه دربارهء كسانى كه پيوسته در زندان بودند گفتهاى چنين است : پادشاهان گذشته از كيومرث « 1 » تا بشتاسپ همه از روى داد حكم مىراندند و از زمان بشتاسپ تا زمان ما حكم به داد كنند با دين و پرهيزگارى . اگر تو از خرد و دانش و ادب بىبهرهاى ، از بزرگان دين كه ستونهاى كيش ما باشند بپرس تا بدانى كه حال كسانى كه بر پادشاهان عصيان كنند و با ايشان خلاف ورزند و عهد ايشان بشكنند و با گناهان خود سزاوار كشتن باشند چون است . در پاسخ تو خواهند گفت كه چنين كسانى سزاوار رحم و بخشايش نباشند . با اين همه بدانكه ما در زندان دائم نينداختيم مگر كسانى را كه از روى داورى درست مىبايست كشته شوند يا در چشم ايشان ميل كشيده شود و يا پاى و دست و يا يكى از اندامهاى بدن ايشان بريده شود . چه بسا كه زندانبانان و كسان ديگر از وزيران ما به ياد ما مىآوردند كه اين زندانيان در خور كشتن هستند و مىگفتند : « ايشان را زود بكش پيش از آنكه چارهاى بينديشند و تو را بكشند . » اما چون ما بقاى جان مردم همىخواستيم و خونريزى را روا نمىداشتيم در كار ايشان درنگ همىكرديم و كار ايشان را به خدا مىگذاشتيم و جز زندان كيفر ديگرى بر ايشان جايز نمىشمرديم جز آنكه ايشان را از خوردن گوشت و شراب و بوئيدن گلها بازداشتيم و در اين كار از آنچه در سنت دين ماست كه كشتنيان را بايد از لذت و خوشى بازداشت ، عدول نكرديم . ما فرموديم كه خوردنى و آشاميدنى و ديگر نيازمنديهاى ايشان را به اقتصاد به ايشان بدهند و ايشان را از آميزش با زنان ايشان و از زاد و ولد بازنداشتيم . اكنون مىشنوم كه تو مىخواهى اين فتنهجويان دو روى كشتنى را رهاسازى و فرمودهاى تا زندانشان را ويران كنند . اگر تو ايشان را رهاسازى خدا را خلاف كردهاى و به خود بدى خواستهاى و به دين خود سستى و شكست آوردهاى ؛ زيرا دستور دين تو چنين
--> ( 1 ) - ايرانيان ، چنان كه معروف است ، گيومرث را نخستين پادشاه مىدانند . به عقيدهء ايرانيان زرتشت در زمان پشتاسپ ظهور كرده و وحى دينى خود را آورده است . در اينجا و در جاهاى ديگر ساسانيان در نظر ايرانيان جانشينان واقعى پادشاهان اساطيرى دانسته شدهاند .