تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
385
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
را از او گرفتى و چشمان او را ميل كشيدى و او را به بدترين گونه بكشتى و دربارهء او گناه بزرگى كردى . 2 - و نيز با ما پسران خود رفتار بد كردى و ما را از همنشينى با نيكان بازداشتى و هرچه ما را مايهء آسودگى و شادمانى و آرزو بود از ما گرفتى . 3 - و نيز با كسانى كه روزگارى دراز در زندان تو بودند رفتار بد كردى چندان كه از درويشى و تنگدستى و دورى از شهر و زن و فرزند در رنج و بدبختى افتادند « 1 » . 4 - و نيز در كار زنان خود نيك ننگريستى و مهر خود از ايشان دريغ داشتى و نگذاشتى تا با مردان ديگر شوى كنند و از ايشان فرزندان آرند و ايشان را بر خلاف ميل خودشان نزد خود نگاه داشتى « 2 » . 5 - و نيز از همه زيردستان خود خراج بسيار خواستى و با درشتى و سختى بر ايشان ستم راندى . 6 - و نيز مالى را كه به جور از مردم بگرفتى بينباشتى و دلشان را بر خود تباه ساختى و آفت و زيان بر سر ايشان فرودآوردى . 7 - و نيز در مرز روم سپاهيانى را پيوسته نگه داشتى و ايشان را از زن و فرزندشان دور داشتى « 3 » . 8 - و نيز تو با موريسيوس پادشاه روم غدر كردى و نيكىهائى را كه او با تو كرده بود نشناختى . او تو را پناه داده و آزمون نيك داده بود ، شرّ دشمن را از سر تو باز كرده و
--> من براى آنكه مطلب به راحتى معلوم شود يكايك موارد شكايات و اعتراض را شمارهگذارى كردهام . ( 1 ) - در اينجا دينورى اعتراض ديگرى هم ذكر كرده است و آن اينكه خسرو دستور قتل سه هزار تن از مرزبانان و اسواران را به جرم اينكه از جنگ گريخته بودند ، داده بوده است . ( 2 ) - به اين اعتراض پاسخى داده نشده . اينكه زنان و حتى زنان شوهردار را به زور براى حرم شاهى مىبردهاند جعل و تهمت نيست . سرنوشت بسيارى از زنان پادشاهان ايران چندان غبطهانگيز نبوده است و بسيارى از ايشان كاخ شاهى را به رغبت ترك مىگفتند تا در خانهء شخص حقيرى زندگى كنند . اين مطلب را ما از گواهان تازهتر هم به دست مىآوريم ( رجوع شود به پولاك ، ايران ، ج 1 ص 234 به بعد ) . ( 3 ) - اين اتهام كه پاسخ روشنى به آن داده نشده است با دو اتهام ديگر قبلى بسيار سنگين است . مسلّما در نتيجهء جنگ طولانى اموال ( با وجود گنجهائى كه خسرو روى هم انبار مىكرده است ) و افراد مملكت سخت به تحليل رفته بوده است و ويرانيهائى كه هراكليوس بارآورد بر آن افزوده شده است . از اينجا معلوم مىشود كه چرا شيرويه بيشتر از هر چيز در افتتاح باب مذاكرات صلح شتاب مىكرده است .