تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

362

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

ثعلبة كشته شد . « 1 » ميمون بن قيس « 2 » گويد و به ويژه بنو شيبان را مىستايد : فدى لبنى ذهل بن شيبان ناقتى * و راكبها يوم اللّقاء و فلّت هم ضربوا بالحنو حنو قراقر * مقدمة الهامرز حتّى تولّت و افلتنا قيس و قلت لعلّه * هنالك لو كانت به النّعل زلّت « ناقهء من و سوار آن « 3 » در روز پيكار برخى بنو شيبان باد ! و آن ناقه ( سوارش را در روز پيكار ) همىبرد » ؛ « ايشان در خم قراقر پيشروان سپاه هامرز را بزدند چندانكه آن سپاه پشت بدادند » ؛ « قبيلهء قيس « 4 » از ميان ما ( چنان ) در رفتند كه من گفتم اگر كفش به پايشان بود مىلغزيدند ( و به زمين مىخوردند ) « 5 » » . اين شعر گواه آن است كه قبيلهء قيس در جنگ ذوقار بوده‌اند . بكير اصمّ از بنو حارث بن عباد در ستايش بنى شيبان گويد : ان كنت ساقية المدامة اهلها * فاسقى على كرم بنى همّام و ابا ربيعة كلها و محلّما * سبقا بغاية امجد الايّام ضربوا بنى الاحرار يوم لقوهم * بالمشرفىّ على مقيل الهام عربا ثلاثة الف و كتيبة * الفين اعجم من بنى الفدّام شدّ ابن قيس شدة ذهبت له * ذكرا له فى معرق و شام عمرو ما عمرو بقحم داله * فيها و لا غمر و لا بغلام « ( اى دختر ! ) اگر شراب را به كسانى كه سزاوار آنند مىدهى پس از روى

--> ( 1 ) - بنا به روايتى از ابو عبيده در عقد الفريد ابن عبد ربّه ( ج 3 ص 114 ) 200 تن از تميمىها كه در دست قبيله بكر اسير بودند بنا به تقاضاى خودشان در جنگ شركت جستند . اين روايت چندان محتمل به نظر نمىرسد . ( 2 ) - ميمون بن قيس نام اعشى است . ( 3 ) - يعنى « خود من . . . » . ( 4 ) - مقصود قيس بن مسعود است ( رجوع شود به مطالب گذشته ) . ( 5 ) - يعنى براى آنكه بهتر فرار كنند كفش‌هايشان را در مىآورند و به دور مىافگندند .