تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
349
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
اين براى آن بود كه ايشان به جهت نيكئى كه نعمان در كار مروان القرظ « 1 » با ايشان كرده بود از او سپاسگزار بودند . امّا نعمان گفت : « من نمىخواهم شما را به كشتن دهم زيرا شما را توانائى دشمنى با خسرو نيست « 2 » . » آنگاه روى به راه نهاد تا آنكه پنهانى در ذوقار بر بنى شيبان « 3 » وارد شد و هانئ بن مسعود بن عامر بن عمرو بن ابى ربيعة بن ذهل بن شيبان را كه بزرگى توانا بود بديد . خاندان بزرگ ربيعه در آن روزگار آل ذو الجدّين بود ، يعنى قيس بن مسعود بن قيس بن خالد بن ذى الجدّين و خسرو ابلّه را به او داده بود « 4 » و به همين جهت نعمان نخواست كه خانوادهء خود را به او سپارد . امّا نعمان مىدانست كه هانى از او مانند نفس خود دفاع خواهد كرد « 5 » . پس نعمان رو به سوى خسرو نهاد و بر سر راه زيد بن عدى را بر روى پل ساباط بديد . زيد
--> ( 1 ) - نعمان آزادى اين مرد را وقتى كه او پيش عمرو بن هند دائى نعمان محبوس بود خواسته بود ؛ رجوع شود به توضيح شعر بيستم زهير ( اهلواردت ص 219 ) . ( 2 ) - زهير شاعر نيز مىگويد كه قبيلهء رواحه ( نسبنامهء اين قبيله به نحوى كه در متن ذكر شده است اندكى با آنچه ديگران گفتهاند فرق دارد : مسعودى ج 3 ص 206 ؛ ابن دريد ص 169 ؛ اغانى ج 20 ص 132 ؛ ووستنفلد H ) مىخواستند نعمان را بپذيرند ( شعر بيستم زهير ؛ اهلواردت ص 102 ؛ و نيز رجوع شود به مسعودى ج 3 ص 207 ) . حتّى در اين شعر نيز يادگار رفتار نجيبانهء ايشان بازمانده است . ( 3 ) - دربارهء ذوقار رجوع شود به زيرنويس شمارهء 1 صفحهء 330 همين فصل . بعضى از شعب قبيلهء بكر بن وائل تابستان در آنجا اقامت مىكردند و شيبان و عجل شاخههائى از آن بودهاند . اين قبيلهء با چند قبيلهء ديگر گروه بزرگ ربيعه را تشكيل مىدادند . ( 4 ) - به گفتهء اغانى ( ج 20 ص 132 ) خسرو ابلّه ( واقع در كنار دجله كمى پائينتر از بصره ) را به اين قيس بن مسعود واگذاشته بود تا او افراد راهزن قبيلهء خود را كه پس از مرگ نعمان به سواد مىتاختند دفع كند . ( 5 ) - اغانى ( ج 2 ص 30 به بعد ) واضحتر نوشته است : هانى آمادگى خود را براى حمايت از او و خانوادهء او اعلام كرد امّا جدّا به او نصيحت كرد كه از پادشاه درخواست عفو و رحمت كند ؛ زيرا او بهتر از آن است كه مانند پناهجوى بيچارهاى در ميان اعراب بگردد و سرانجام به دست چند ولگرد و گرگ بيابانى بيفتد . ولى هانى خود را مصمّم نشان داد كه به هر حال زنان او را در برابر پادشاه حمايت كند . به همين جهت نعمان رو به سوى خسرو نهاد .