تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

334

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

نعمان سرخ‌موى و كوتاه بود و پوست تن او لكه‌هاى سپيد داشت « 1 » . مادر او سلمى دختر وائل بن عطيّهء زرگر از مردم فدك بود . اين زن كنيز حارث بن حصن بن ضمضم بن عدىّ بن جناب از قبيلهء كلب « 2 » بود . قابوس پسر منذر بزرگ ، عموى نعمان و برادرش ، ( به هنگام پادشاهيش ) عدىّ بن زيد و برادرانش را پيش خسرو « 3 » پسر هرمزد فرستاده بود و ايشان از جملهء دبيران او شده بودند و براى او ترجمانى مىكردند . چون منذر بن منذر مرد و اين سيزده پسر « 4 » را از خود به جاى گذاشت ، تمام كارهاى خود را به اياس بن قبيصهء طائى « 5 » سپرد و او چند ماه بر سر اين كار بود . خسرو « 6 » ، پسر هرمزد ، به جستجوى كسى بود كه او را بر عرب پادشاه كند . پس عدىّ را بخواند و با او چنين گفت : « از پسران منذر « 7 » چه كسانى به جامانده‌اند و چگونه‌اند و آيا در ايشان خيرى هست ؟ » عدىّ گفت : « بازماندگان پسران او پسران همين منذر

--> ( 1 ) - همين وصف را دربارهء اين شخص در جاى ديگرى نيز مىبينيم و آن در يك قصّهء توطئهء عشقى است ( اغانى ج 18 ص 153 به بعد ) . ( 2 ) - مقايسه شود با حمزه ( ص 111 ) . بنا بر اين او پسر كنيز بوده است . عربها ، پيشه‌وران ( قين ) را خيلى تحقير مىكرده‌اند . در فدك ، كه چندان از مدينه دور نيست ، يهوديان بسيارى زندگى مىكرده‌اند و يكى از اين يهوديان بايستى همين شخص زرگر بوده باشد . عمرو بن كلثوم شاعر مغرور عرب كه يكى از محترم‌ترين افراد قبيلهء بزرگ تغلب بود نيز به نعمان طعنه مىزند و مىگويد كه برادر مادر او در يثرب ( مدينه ) در برابر دم زرگرى نشسته براى زنان زيورآلات مىسازد ( اغانى ج 9 ص 184 ) . ( 3 ) - درست خسرو اوّل است . در اين داستان بسيارى از پادشاهان ديگر ايران نيز به جاى يكديگر گرفته شده‌اند . در اصل براى هر سه پادشاه ايرانى كه در اين داستان مذكور شده‌اند ( خسرو اوّل ، هرمزد ، خسرو دوّم ) به طريق عرب‌ها فقط « خسرو » ( كسرى ) اطلاق شده بود . ( 4 ) - اين رقم همان اندازه قطعى مىتواند باشد كه رقم 2 + 10 مذكور در فوق . اغانى به اين دو روايت مختلف اشاره‌اى كرده است . ( 5 ) - اغانى به جاى اياس بن قبيصة ، « قبيصه » آورده است كه در اينجا دست‌كم از نظر زمانى مناسب‌تر است زيرا اياس جانشين نعمان شده است . شايد او را در اينجا با يكى ديگر عوضى گرفته‌اند و براى خالى نبودن جا اسم او را گذاشته‌اند . ( 6 ) - در اينجا بايستى به جاى « خسرو » ، « هرمزد » بوده باشد . ( 7 ) - مقصود او جدّ نعمان بوده است .