تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

333

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

كتب عرب و ايرانيان « 1 » را خوانده بود ، و عمّار كه ابىّ نيز خوانده مىشد ، و عمرو كه نام ديگر او سمى بود . اين سه برادر ، برادر مادرى ديگرى داشتند كه او را عدى بن حنظلة گفتندى و از قبيلهء طىّء بود . عمّار پيش خسرو مىبود و يكى از اين دو « 2 » ( عمّار و عمرو ) مرگ عدىّ بن زيد را همىخواست امّا ديگرى ترساى ديندارى بود . خاندان ايشان همه با پادشاهان ايران بودند و با ايشان غذا مىخوردند و زمين از ايشان به اقطاع مىگرفتند . چون منذر بن منذر به پادشاهى رسيد پسر خود نعمان را به عدى سپرد . اين خانواده او را از شيرخوارگى پرورش دادند ( و بزرگ كردند . منذر پسر ديگرى داشت به نام اسود كه مادر او ماريه دختر حارث بن جلهم از قبيلهء الرّباب بود ؛ اين پسر را از شيرخوارگى « 3 » ) خانواده‌اى از مردم حيره به نام بنو مرينا پرورش دادند و بزرگ كردند . اين خانواده منتسب به قبيلهء لخم و از اشراف بودند . منذر بن منذر بجز اين دو پسر ده پسر ديگر داشت . پسران او را اشاهب ( سپيدتنان ) گفتندى براى آنكه زيبا بودند ؛ چنان كه اعشى گويد : و بنو المنذر الاشاهب بالحيرة * يمشون غدوة بالسيوف « و پسران سپيد تن منذر در حيره كه بامدادان شمشير به دست راه مىروند . »

--> است ) كه داراى اين‌گونه مقامات عالى بوده‌اند نبايستى در حيره زياد بوده باشند . همين ايّوب گويا به خاطر فرار از ديه در حيره اقامت گزيده بود ( اغانى ج 2 ص 19 ) . حمّاد كاتب پادشاه حيره بوده است ( همان موضع ص 20 ) . زيد پدر عدىّ از راه ارتباط با يك ايرانى معتبر به نام فرّخ‌ماهان به دربار شاهنشاه ايران راه يافت . عدىّ از نظر روحى و جسمى هم تربيت ايرانى يافت و هم تربيت عربى و گويا شاهنشاه ايران در سفارت‌هاى سياسى از او استفاده كرده است . اين مطالب ممكن است به طور كلّى درست باشد اگرچه جزئيات آن تا اندازه‌اى محلّ تأمّل است و يا دقيق نيست ( مثلا نام پادشاهان حيره با يكديگر عوض شده است ) . ( 1 ) - در آن زمان به زبان عربى كتابى وجود نداشته است . زبانى كه عربهاى مسيحى در نوشتن به كار مىبرده‌اند مسلّما زبان سريانى بوده است . قصايد و اشعار عربى را به ندرت مىنوشته‌اند . ( 2 ) - اين مطالب مبهم در اصل مسلّما بيشتر با هم مربوط بوده‌اند و معنى روشن‌ترى داشته‌اند . اساسا بسيارى از مطالب در اين گزارش خلاصه شده است . ( 3 ) - طبرى از ذكر مطالبى كه ما در متن ميان دو پرانتز گذاشته‌ايم غفلت كرده است . من آن را از روى اغانى تصحيح كردم ( ج 2 ص 22 ) .