تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
24
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
است ) درست همان تركيب و پيوند دو مأخذ اصلى را نشان مىدهد و در فصول مربوطه گاهى تقريبا مىتوان آن را به عنوان نسخهاى از طبرى مورد استفاده قرار داد . هر دوى آنها گزارش تاريخى را كه قسمتى از آن از ابن المقفّع و قسمت ديگر از مأخذ ديگرى است حتى الامكان با عين الفاظ و كلمات مورد استفاده قرار دادهاند ، اگرچه نسخهء سپرنگر غالبا و طبرى به ندرت آن شرح را كوتاهتر ساختهاند . آنچه يعقوبى ( در حدود 900 م ) در مقدّمهء تاريخ عبّاسيان « 1 » فصل كوتاهى از تاريخ ساسانيان نقل كرده است غالبا با مأخذى مطابق است كه از ابن المقفّع نيست . از اين فصل يعقوبى ، دخويه از راه دوستى براى من نسخهبردارى كرده است . علاوه بر اين ، اين نويسندهء برجسته گاهى اخبار و روايات ديگرى نيز در دست داشته است . اين بيان يعقوبى غالبا با بيان فردوسى نيز مطابق است . اين تحرير و تهذيب ديگر تاريخ ساسانيان را من نمىتوانم بگويم كه از چه كسى است . البتّه ما نام عدهاى را مىشناسيم كه تاريخ ايرانيان را از پهلوى براى عربها ترجمه و اقتباس كردهاند ( رجوع شود به تاريخ حمزهء اصفهانى ص 8 به بعد ؛ مجمل التواريخ هم از تاريخ حمزه اقتباس كرده است ، رجوع شود به ژورنال آزياتيك سال 1839 شمارهء اول ص 251 و سال 1841 شمارهء اول ص 143 ؛ و به تاريخ بلعمى ترجمهء دوبو Dubeux ص 4 و بيرونى ص 99 ؛ مقايسه شود با الفهرست ص 245 ) . ولى ما اگر بتوانيم دربارهء اشخاص مذكور در اين كتابها بعضى ملاحظات هم جمع كنيم باز مطلبى كه به واقعيّت نزديك باشد به دست نمىآوريم و دربارهء نوع خاصّ كار ايشان هيچ اطلاعاتى كسب نمىكنيم . آنچه با اطمينان مىتوانيم بگوئيم اين است كه همهء آنها را پس از ابن المقفّع نوشتهاند . ابن المقفّع را هميشه در اوّل ذكر كردهاند و پس از او به طور منظّم بلافاصله محمد بن برمكى را نام بردهاند كه از موالى برامكه بوده است و معلوم است كه
--> ( بن 1877 م . ) . ( 1 ) - مقايسه شود با اثر دخويه به عنوان « دربارهء تاريخ عباسيان يعقوبى » در جلد دوم « كارهاى سوّمين جلسهء كنگرهء بين المللى خاورشناسان » .