تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
300
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
بگيرى و بر ايشان نبخشائى « 1 » ، دوّم آنكه هر روز سه تن از كسانى را كه رأى اصيل دارند همدم من كنى و ايشان را رخصت دهى تا پيش من آيند . » پرويز فروتنى نمود و گفت : « پادشاها ، خداوند زندگانى تو را دراز كناد ! بهرام سركش بر سر ماست و دلير و بىباك است : از اين روى ما نمىتوانيم بر هيچيك از كسانى كه اين كارها را با تو كردهاند دستدرازى كنيم ؛ امّا اگر خداوند مرا بر آن مرد دوروى يارى دهد من خليفه و فرمانبر تو خواهم بود . » چون بهرام از آمدن خسرو آگاه شد و دانست كه مردم او را به پادشاهى برداشتهاند ، با سپاه خود شتابان روى به مدائن نهاد . پرويز جاسوسان كارآمد بر وى بگماشت « 2 » . چون بهرام نزديك شد پرويز صلاح در آن ديد كه با وى نرمى كند . پس سلاح بپوشيد و بندويه و بستام و جمعى از بزرگان را كه بر ايشان اعتماد داشت بفرمود تا با هزار مرد زيور ببندند و سلاح برگيرند . پرويز با ايشان از كاخ خود بيرون شد و مردم او را دعا مىگفتند و بندويه و بستام و ديگر بزرگان او را در ميان گرفته بودند . پس پرويز با چنين حال بيامد تا بر كنار رود نهروان بايستاد . چون بهرام جاى او بدانست بر استر ابلقى كه دوست داشت بنشست و ، بىسلاح ، با ايزدگشنسپ و سه تن از خويشان پادشاه ترك روى به راه نهاد . اين سه تن به بهرام وعده داده بودند كه پرويز را اسير كرده پيش بهرام ببرند و بهرام به ايشان براى اين كار خواستهء فراوان داده بود . چون بهرام سلاح و زيور خسرو و تاج او بديد و ديد كه چسان درفش كاويان « 3 » ، بزرگترين علم ايشان ، بر سر او گسترده است و بندويه و بستام
--> ( 1 ) - اشارهايست به سرنوشت بندويه و بستام كه دينورى ذكر كرده است و مسئوليّت خسرو در برابر شيرويه نيز در آن رعايت شده است ( رجوع شود به مطالب آينده ) . رفتار خسرو را با هرمزد ظاهرا به عمد در برابر رفتار شيرويه با او نهادهاند . ( 2 ) - مشاهدات اين جاسوسان در داستان بهرام چوبين نقل شده است . خسرو از مشاهدات اين جاسوسان به اين نتيجه رسيده بود كه بهرام پيروز خواهد شد . ( 3 ) - علمى است كه گويا كاوهء آهنگر در زمانهاى بسيار قديم آن را براى برانگيختن مردم بر ضدّ دهآك ديوصفت و براى به تخت نشاندن فريدون برافراشته بود . طبرى در داستانهاى ما قبل تاريخ ( در شرح حال فريدون ) وصف آن را آورده است . و نيز وصف آن در طبرى ( ج 2 ص 192 س 6 به بعد از چاپ كوزهگارتن و مسعودى ( ج 2 ص 200 و بعد ) و بيرونى ( ص 220 س 13 )