تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
295
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
او را اسير كرد و پيش هرمزد فرستاد و پنجاه هزار شتر بار از مال و گوهر و ظروف و سلاح و ديگر كالاها كه به دست آورده بود به هرمزد فرستاد . هرمزد بهرام را بر غنايمى كه پيش او فرستاده بود سپاس گفت . بهرام و سپاهيان او از قدرتطلبى هرمزد بترسيدند « 1 » و او را خلع كردند و روى به مدائن نهادند و از رفتار هرمزد خشم و ناخشنودى نشان دادند و پسر او پرويز را سزاوار شاهى دانستند . بعضى از كسانى كه در دربار هرمزد بودند او را يارى كردند . پرويز به اين سبب از ترس هرمزد به آذربايگان بگريخت و در آنجا گروهى از مرزبانان و سپهبذان بر او گرد آمدند و او را بيعت كردند . بزرگان و اشراف مدائن ، از جمله بندويه و بستام دائيان پرويز سر برآوردند و هرمزد را خلع كردند و چشمان او را ميل كشيدند امّا از كشتن او پرهيز جستند « 2 » . چون خبر به پرويز رسيد با همراهان خود از آذربايگان روى به دار الملك
--> ( 1 ) - در كتاب سعيد بن البطريق كه ذكرى از غنايم فراوان و غيره نيست اين خبر مختصر ، كه بهرام از شدّت و صولت شاه ترسيد ، نيز ديده نمىشود . ولى در اينجا علّت تغيير ناگهانى معلوم نيست . برعكس آن ، در داستان آمده است كه در پيش پادشاه سعايت كردند كه بهرام بيشتر غنايم را به خود اختصاص داده است و به همين جهت او را بر سر خشم آوردند . شاه توهين سختى به بهرام كرد و براى او دوك و لباس زنانه فرستاد « زيرا خيانت و كفران نعمت از صفت زنان باشد . » امّا اين تعليل هم نادرست است : فرستادن دوك و جامهء زنان براى اتّهام به ترس و جبن است و در اينجا مورد ندارد . ثئوفيلاكتوس ( 8 - 6 / 3 ) همه را روشن كرده است : بهرام پس از آنكه در جنگ با تركان شهرتى به دست آورد و غنايم عظيمى براى شاه فرستاد ، در البانى ( ارّان ) از روميان شكست خورد و به همين جهت هرمزد او را به جبن متّهم ساخت و جامهء زنان براى او فرستاد . راويان ايرانى و عرب از جنگ بهرام با روميان خبر ندارند ؛ به گفتهء ايشان بهرام پس از پيروزى بر تركان از خراسان به سوى هرمزد راه افتاد و در حقيقت به اين صورت قضيّه را بيشتر جالب توجّه نمايش مىدهند . امّا ممكن است كه بهرام از مدّتها پيش خيال شورش در سر داشته بوده است ؛ با اين همه نبايد از گفتهء اياگريوس ( 14 / 6 ) مطلب زيادى استنباط كرد . جالب توجّه است كه سبئوس ارمنى ( در حدود 660 م ) مىگويد ايرانيان علّت شورش بهرام را اين مىدانستند كه او ، به سبب خواستن هرمزد همهء غنايم را ، به خشم آمده بود ( پاتكانيان ، ژورنال آزياتيك ، سال 1866 م ، ج 1 ص 187 و بعد ) . ( 2 ) - اوضاع چنان درهم بود كه با وجود گزارش خوب ثئوفيلاكتوس به سختى مىتوانيم اصل موضوع را به روشنى دريابيم . ثئوفيلاكتوس اين مطلب را روشن نساخته است كه شورش