تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
291
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
خداوند همىخواست كه امر از ايشان بگرداند « 1 » و هر چيزى را سببى است . هيربذان « 2 » نامهاى به او نوشتند و از او درخواستند كه به ترسايان بتازد . هرمزد در زير آن نامه چنين نوشت : « همچنان كه تحت پادشاهى ما تنها به دو پايهء پيشين و بىدو پايهء پسين بازنايستد پادشاهى ما نيز با تباه ساختن ترسايان و پيروان كيشهاى ديگر بجز كيش ما استوار و پايدار نباشد . پس دست از ترسايان كوتاه كنيد و به كارهاى نيك روى آوريد تا ترسايان و پيروان كيشهاى ديگر آن را ببينند و شما را بر آن بستايند و از جان هواخواه كيش شما باشند « 3 » .
--> ( 1 ) - طبرى اين قسمت را از همه مفصّلتر آورده است . مخصوصا بدرفتارى او را با دانشمندان « روحانيان » بايد در نظر گرفت و آن را با مطالب بعدى مقايسه كرد و همچنين بايد متوجّه كم كردن قدرت اسواران زرهپوش در برابر سپاهيان ديگر نيز بايد بود . ثئوفيلاكتوس ( 16 / 3 ) هم از كشتار جمعى كثير خبر مىدهد امّا مرتكب اشتباهى هم مىشود و آن اينكه كشتارشوندگان را تودهء مردم مىداند . البتّه تودهء مردم در مملكت روم شرقى گاهى قدرت سياسى محسوب مىشد امّا در مملكت ايران چنين نبود . سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 201 ) و ابن قتيبه و مسعودى و ديگران ظاهرا از روى تقرير و گزارش واحدى نقل مىكنند . شاهنامهء فردوسى ( و مجمل التواريخ ، چاپ طهران ص 96 ، از روى آن ) نام بزرگان و موبذان مقتول را ذكر مىكند . ( 2 ) - يعنى روحانيان ( رجوع شود به صفحهء 139 ، زيرنويس شمارهء 3 ) . ( 3 ) - اين جواب عالى امروز هم مىتواند سرمشق بسيارى از اولياى فرق مختلف مسيحى باشد . شكى نيست كه مستمعان او در آن روز به غضب درآمدند و آن را از جملهء اسباب سقوط اين پادشاه « خدانشناس » قرار دادند ولى اين جواب سندى ماند براى اثبات طرز تفكّر او . دنيا در آن زمان هنوز آمادهء فهم فكر روشنى كه خسرو اوّل در كليّه مساعى خود در نظر مىداشت نبوده است . از شواهد اينكه چگونه شخصى كه هواخواه اديان مثبت بوده است ممكن بوده است كه دستخوش اشتباه و گمراهى گردد مقدّمهء برزويه است بر ترجمهء او از كتاب كليله و دمنه ، مخصوصا قسمتهائى كه گويدى ( Studij Pg . VI sq . ) معرّفى كرده است . ولى البتّه بيشتر اين احتمال موجود است كه ابن المقفّع اين ملاحظات را به مردى كه دويست سال پيش از او بوده است نسبت داده باشد . اين قسمتها مخصوصا با وضع ابن المقفّع سازگار است ؛ زيرا بىآنكه به درستى اقناع شود از مجوسيّت به اسلام روى آورده بود . ما از روايات نسطورى مىدانيم كه هرمزد به مسيحيان ( نسطورى ) عنايت خاصّى داشته است و از اين راه روحانيان زردشتى را رنجانده است ( السّمعانى ( III , I , 109 a .