تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
292
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
هشام بن محمّد گويد كه تركان بر هرمزد بيرون آمدند ؛ و ديگرى گويد كه شابه « 1 » پادشاه بزرگ ترك در سال يازدهم « 2 » پادشاهى هرمزد با سيصد هزار مرد جنگى روى به او نهاد و تا باذغيس و هرى براند « 3 » . قيصر روم نيز با هشتاد هزار مرد جنگى روى به بيابان سوريّه نهاد تا با هرمزد بجنگد « 4 » . پادشاه خزر نيز با گروه انبوهى روى به دربند آورد و تباهى و ويرانى كرد . دو تن از عرب نيز كه يكى را نام عباس لوچ و ديگرى را نام عمرو ازرق ( كبود چشم ) بود ، با مردمى بسيار در كنار فرات فرودآمدند و بر مردم سواد تاخت آوردند . دشمنان او بر او گستاخ شدند و بر شهرهاى او دست انداختند
--> ( 1 ) - حروف اين كلمه با نقطهها و اعجام مختلفى نوشته شده است و بايد آن را در متون عربى شابه و در متون فارسى شاوه خواند ؛ زيرا همچنان كه ابل رموسات دريافته است اين نام همان « شائو - وو Chao - Wou » است كه در گزارشهاى رسمى چين آن عصر عنوان نام بسيارى از پادشاهان دولتهاى كوچك منطقهء جيحون بوده است ( نام خانوادهء پادشاه شائو - وو بوده است الخ ) ؛ رجوع شود به مقالات آسيائى جديد ابل رموسات ( ج 1 ص 219 به بعد و ص 227 ) . اين دولتها كموبيش تابع خاقان ترك بودهاند ولى نمىتوان خاقان را با شابهء مذكور در اين متن يكى دانست . اينكه شابهء مذكور در متن واقعا ترك بوده است محلّ تأمّل و نظر است . گفتههاى سبئوس ( پاتكانيان در ژورنال آزياتيك سال 1866 ج 1 ص 187 ؛ بروسه ، مجموعهء مورّخان ارمنى ج 1 ص 78 ) در اين مورد ارزش خاصّى ندارد زيرا ارمنيان دربارهء اقوام غير متمدّن شرقى دقّتى نداشتهاند . ثئوفيلاكتوس نيز ( 18 ؛ 6 / 3 ) در اينجا از تركان نام مىبرد . ( 2 ) - سال يازدهم بايد درست باشد . نخستين سال ( ناقص ) سلطنت او از سىام ژوئن 578 آغاز مىشود . ( 3 ) - باذغيس ( با ياى مجهول ) كه ذكر آن در اوستا نيز آمده است ( Waiti - gaesa ) و نويسندگان ارمنى آن را Watages ناميدهاند ( پاتكانيان در جغرافياى موسىخورن ص 76 ) ، ناحيه است در نزديكى هرى ( هريو بياى مجهول ، هرات ؛ رجوع شود به زيرنويس 4 صفحهء 70 ، فصل دوّم ) . ( 4 ) - در سرتاسر مدّت سلطنت او جنگ با روم تسكين نيافت ولى از اين لشكركشى خاصّ خطرناك چيزى نمىدانيم . در قسمتهاى بعدى نيز مبالغه شده است . در جنوب قفقاز جنگ برپابود امّا با روميان ( نه با خزر ) . دو عرب مذكور در متن كاملا ناشناس هستند و ظاهرا اشخاص مجعولى باشند . به القاب « لوچ » و « كبود چشم » توجّه كنيد : « كبود چشم » در تحقير و توهين كمتر از لوچ نيست زيرا كبود چشمان زشت محسوب مىشدند ( در آيهء 102 از سورهء طه آمده است كه « وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً » يعنى گناهكاران را در روز رستاخيز كبود چشم برمىانگيزيم ) .