تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

276

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

را به دست گيرد و در تدبير كار مملكت و رعيّت و در رفتار با ايشان توانا « 1 » باشد . در زمان خسرو پيغمبر خدا از مادر بزاد و آن سالى بود كه ابرهه اشرم ابو يكسوم با حبشيان به مكّه آمد و پيلان با خود بياورد تا خانهء گرامى خدا را ويران سازد و آن به سال چهل و دوّم از پادشاهى خسرو انوشروان « 2 » بود و در همين سال روز جنگى جبله « 3 » بود كه از روزهاى جنگى نامدار عرب « 4 » است . دنبالهء خبر خسرو انوشروان و پايان كار او علىّ بن حرب موصلى مرا از ابو ايّوب يعلى بن عمران بجلى و او از مخزوم بن هانى مخزومى و او از پدرش ، كه سالش به صد و پنجاه رسيده بود خبر « 5 » داد : در

--> ( 1 ) - سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 189 ) و دينورى و يعقوبى و فردوسى نيز مىگويند كه خسرو ، هرمزد را جانشين خود ساخته بود . بعضى مىگويند كه خسرو فرمود نخست او را بيازمايند و پس از آن او را سزاوار پادشاهى يافت ( ظاهرا متن طبرى نيز چنين مىخواهد بگويد ) . بعد وصيّت اخلاقى اين پادشاه را به فرزندش نقل مىكنند ( مقايسه شود با الفهرست ص 315 و 316 و بوستان سعدى ) . علّت ديگر ترجيح هرمزد بر پسران ديگر مسلّما مقام بلند مادر او بوده است . ( 2 ) - دربارهء اين تطبيق نيز مقايسه شود با مطالب گذشته . چهل و دومين سال سلطنت خسرو مطابق مىشود با سال 3 - 572 م و به هر حال تقريبا درست مىنمايد . ( 3 ) - يكى از جنگهاى معروفى كه در وسط عربستان ميان قبايل مختلف اعراب بدوى روى داده است . ( 4 ) - به دنبال اين قسمت ، شرح نسبة مفصّلى دربارهء تولّد محمّد ( ص ) و نخستين سالهاى زندگى او مىآيد و من آن را در اينجا نياوردم . ( 5 ) - از داستانهائى است كه دربارهء علائم ظهور محمّد ( ص ) و سقوط دولت شاهنشاهى ايران گفته‌اند . حتّى فردوسى نيز مانند يك مسلمان جدّى اين داستان را ذكر كرده است ( ص 1789 و بعد ) . مسعودى ( ج 1 ص 217 و ج 2 ص 228 ) به اين داستان اشاره مىكند امّا آن را به زمان خسرو دوّم نسبت مىدهد ( شايد به جهت مذكور شدن نعمان حيرى در اين داستان ) .