تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

267

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

دبير خراج آن جمله را بخواند ، خسرو روى به ايشان كرد و گفت : « ما چنان ديديم كه بر هر گريب « 1 » زمين از آنچه اندازه گرفته شده است و بر خرمابنان و درختان زيتون و بر هر سرى از مردم ماليات بنهيم و چنان كنيم كه اين ماليات را در يك سال به سه بهر بپردازند تا در انبارهاى مال چندان خواسته گرد آيد كه اگر در يكى از مرزهاى ما يا در گوشه‌اى از اطراف مملكت ما سستى راه يابد يا چيزى روى دهد كه ما را ناپسند آيد و در دريافت آن سستى و در برانداختن آن ناپسندى ما را به مالى نياز افتد ، آن را آماده داشته باشيم و ديگر در چنين حالى نيازى به گرفتن خراج و گزيت نو نباشد . آيا در آنچه ما ديده‌ايم و بر آن عزم كرده‌ايم چه مىبينيد ؟ » كسى در اين باره رايى نداد و همه خاموش ماندند . خسرو اين سخن را سه بار بر ايشان بازگفت . پس مردى از ميان ايشان برخاست و به خسرو چنين گفت : « پادشاها ! زندگانيت دراز باد ! آيا مىخواهى بر چيزهاى ناپايدار خراج پايدار بنهى : بر رزى كه خواهد پوسيد و بر كشتى كه خواهد خشكيد و بر جويى كه آبش بريده خواهد شد و چشمه يا كاريزى كه آبش فرو خواهد نشست ؟ » خسرو گفت : « اى گران‌جان نافرجام ! تو از كدام طبقه مردمانى ؟ » آن مرد گفت : « من از دبيرانم . » خسرو فرمود تا دوات‌ها « 2 » را چندان بر او بكوبند كه بميرد . پس دبيران بخصوص دواتها چندان بر او كوفتند كه كشته شد تا به خسرونشان دهند كه از گفتهء او بيزارند . آنگاه مردم همه گفتند : « پادشاها ! ما به خراجى كه بر ما نهاده‌اى خرسنديم « 3 » . » خسرو مردانى نيك‌رأى نيك‌خواه برگزيد و

--> ( 1 ) - به گفتهء اصطخرى ( ص 157 س 13 ) و مفاتيح العلوم ( نسخهء ليدن ورق a 22 ) گريب ( جريب ) معادل بوده است با سه هزار و ششصد ذراع مربّع ( دربارهء اين كلمه رجوع شود به مجموعهء رسائل لاگارده ص 29 و مطالعات ارمنى ص 39 شمارهء 536 - gareba « قطعه » در اوستا ؟ - امّا لاگارده به ناحقّ كلمه فارسى وريب واريب ( ويرب ، و رب ) ( كج ) را به اينجا مربوط مىداند ) . اين كلمه نخست به معنى نوعى پيمانه بوده است و بعد به معنى زمينى استعمال شده است كه تخم‌افكن آن به اندازهء پيمانهء مزبور باشد . ( 2 ) - دواتهاى شرقيان دسته‌دار بوده است ؛ از اين روى به هنگام ضرورت مىتوانستند آن را بر كسى بكوبند . ( 3 ) - به نظر يك اروپائى اين داستان طعنه و ريشخندى است به هرگونه مذاكرات جدّى ( تا