تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
260
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
ارسلت اسدا على سور الكلاب فقد * اضحى شريدهم فى الارض فلّالا فاشرب هنيئا عليك التّاج متّكئا * فى رأس غمدان دارا منك محلالا و اطل بالمسك اذ شالت نعامتهم * و اسبل اليوم فى برديك اسبالا تلك المكارم لا قعبان من لبن * شيبا بماء فعادا بعد ابوالا « خونخواهى را بايد كسانى مانند پسر ذويزن بكنند كه سالها براى دشمنان در دريا به سر برد ؛ چون ( ميان دشمنان ) پراكندگى افتاد او پيش هرقل « 1 » رفت ولى آنچه مىگفت ( مىخواست ) پيش او نيافت ؛ آنگاه پس از هفت سال « 2 » پيش خسرو رفت ، همانا كه خيلى دور رفتى ! تا آنكه خسرو آزادمردان « 3 » را سوار ( كشتى ) كرد ، به جان خودم سوگند كه سخت در كوشش بودى ! او در روزى كه سپاهيان تاخت آوردند چه كسى مانند خسرو ، شاهنشاه پادشاهان ، يا مانند وهرز مىتوانست داشته باشد ؟ خداوند خير دهاد گروهى را كه براى جنگ بيرون آمدند ، و مانند ايشان را ميان مردم نخواهى ديد ؛ بزرگان شكوهمند رخشان سفيدروى و مرزبانان شيرمانندى كه بچه شيران خود را در بيشهها مىپرورانند ؛ از كج كمانهاى ايرانى ناوكهائى مانند كجاوه مىاندازند كه بر هدف پيشى مىگيرد « 4 » ؛ بر آن سگان سياه شيرانى فرستادى كه گريختگان ايشان را در روى زمين بپراگندند ؛ پس بر سر كاخ غمدان « 5 » كه در آن فرود
--> ( 1 ) - رجوع شود به حاشيهء قبل . هرقل به جهت جنگ با مسلمانان در آن دوره نام معروفى براى يك قيصر رومى بوده است . يك روايت قديمى به جاى هرقل « قيصر » دارد . ( 2 ) - روايت ديگر به جاى « هفت » ، « ده » دارد . ( 3 ) - بنو الاحرار ( در آرامى b'nai here ) « آزادان » به ايرانيان گفته مىشد . در اينجا نبايد به معنى حقيقى آن گرفته شود بلكه بايد بيشتر به معنى « نجيب » و « شريف » باشد . مقايسه شود با كلمهء ( يوسفوس Ant 13 / 14 / 15 ؛ b . Jud 3 / 13 / 1 ) كلمهء « آزاد » فارسى غالبا به معنى « پاكزاد - » هم آمده است . ( 4 ) - در اينجا ازرقى اين شعر را افزوده است : « مردمى كه اگر كلاه خودشان گرم شود ناراحت نمىگردند و در ميان ايشان كسى نمىبينى كه از ضربت بترسد » . ( 5 ) - دربارهء غمدان نيز رجوع شود به مطالب گذشته . نشوان در اينجا يك شعر بيشتر دارد : « پرندگان ضعيفتر از آنند كه خود را به بالاى آن برسانند هرچند بيشتر بالا و پائين بپرند » .