تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
16
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به دستور خسرو اوّل انوشروان ( 579 - 531 م ) تدوين شده است ، امّا تاريخ كامل در زمان يزدگرد سوم ( سلطنت او به طور رسمى و اسمى از 632 تا 651 يا 652 م بوده امّا در عمل از سال 633 تا 637 م پادشاه سر تا سر ايران بوده است ) به دست دهقان « 1 » دانشور تأليف شده است ، اين كتاب ، كه يكى شمردن آن با خداينامه جرأت زيادى لازم ندارد ، از گيومرث ، پادشاه نخستين ، تا آخر سلطنت خسرو پرويز ( 628 م ) را در برداشته است . اگر چه اين مقدّمهء منثور شاهنامه از قرن پانزدهم مسيحى است و جزئيات آن ، چنان كه از يك تذكرهء ادبى فارسى انتظار مىرود ، پر از بىدقّتىها و افسانهها است باز من مىخواهم براى تاريخ تأليفى كه به آن اشاره كرده است ارزش قايل شوم . در حقيقت گزارش همهء منابع مختلف تا مرگ خسرو پرويز يكى است ولى پس از او اين توافق به هم مىخورد در حالى كه هيچ اثرى از اينكه پايان منبع اصلى پس از پيروزى عربها تدوين شده باشد در آن ديده نمىشود . صفت قانونى و شرعى كه در اين كتاب به سلطنت يزدگرد سوم داده شده است نيز با آنچه گفتيم سازگار است زيرا در زمانى است كه شورشها و دستاندازىها به تاج و تخت پس از دوران شيرويه به پايان رسيده بوده و مردم مىتوانستهاند اميدوار باشند كه با سر كار آمدن اين نبيرهء جوان پرويز كه در زادگاه مقدس اصلى ساسانيان تاجگذارى كرده و همه اطاعت او را گردن نهادهاند دوران تازهاى براى بهبود وضع آغاز شود ؛ « 2 » اميدوارئى كه البته جنگ قادسيّه ( در پايان سال 637 م ) به طور وحشتآورى به آن پايان داد . چنان مىنمايد كه پاسخ خسرو پرويز به هنگام گرفتارى او به شيرويه كه در منابع مختلف مذكور است از زمان خسرو باشد نه از زمان يزدگرد سوم . دوران پرشكوه سلطنت خسرو دوم ، با همهء ضعفها و سستىهاى آن ، درست مخالف
--> ادبيّات فارسى و شايد هم نسخههاى خطى بهترى از شاهنامه دربارهء اصل و ارزش اين خبرها مطالب بهتر و درستترى بر ما عرضه خواهند كرد . ( 1 ) - رجوع شود به ضميمهء سوّم . ( 2 ) - رجوع شود به فصل نهم .