تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

219

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

آمدى يك سوّم از مردان ايشان را بكش و يك‌سوّم از زمين ايشان را ويران كن و يك سوّم از زنان و فرزندان ايشان را برده گير . » ارياط با سپاهيان خود ، كه ابرهة « 1 » بن الاشرم نيز در ميان ايشان بود بيرون شد و با دوس ذو ثعلبان از راه دريا رو به يمن نهاد و در كرانهء يمن پياده شد . چون ذونواس اين بشنيد مردم حمير و قبايل يمن را كه پيرو او بودند بخواست ؛ ايشان گرد آمدند امّا ميانهء ايشان جدائى و پراكندگى بود ؛ زيرا زمان ايشان ( كه خداوند نهاده بود ) سرآمده بود و بلا و كيفر ( خداوند ) بر ايشان فرودآمده بود ؛ از اين روى جنگى درنگرفت و تنها ذونواس زدوخوردى كوتاه با

--> ( ج 2 ص 193 به بعد ؛ و پركپ در جنگ ايران 20 / 1 در يوليانس ) در سال 530 م ذكر مىكند . چون مىدانيم كه السبائاس ( مذكور در آنجا ) پادشاه حبشه است ، شخص ديگر بايد پادشاه حمير دست‌نشاندهء حبشه باشد . امّا متأسّفانه مالالا ، كه به طور كلّى دقيق‌تر است ، اين يكى را از خويشاوندان اكسوم مىداند و نام او را به جاى ارثاس ( ارياط ) ، انگانس Anganes مىنويسد و بدين ترتيب يكى بودن ارثاس و ارياط دوباره مورد ترديد قرار مىگيرد همچنان كه اصلا مورد ترديد است كه آيا ارياط در حقيقت پادشاه زيردست حبشه بوده است و يا فقط فرماندهء سپاه ( رجوع شود به مطالب آينده ) . جاى تأسّف است كه ما در اين گونه امور به وقايع‌نگارانى بايد مراجعه كنيم كه غالبا دقيق نيستند و مطالب را ناقص ذكر مىكنند و با اطّلاعات مبهم خود دربارهء اين « هنديان » ما را گمراه مىسازند . اگر كتاب نونّوسوس كامل مىبود خيلى از مطالب براى ما روشن‌تر مىشد . روايت عربى مىگويد كه نخستين پادشاه يمن دست‌نشاندهء حبشه همان است كه اين لشكركشى را رهبرى كرده است ؛ در صورتى كه چنان‌كه ديديم اين شخص خود اتزبحا بوده است . جاى تعجّب است كه در اينجا عدّهء سپاهيان خيلى كمتر از عدد مبالغه‌آميز شهادتنامهء حارث ( 310000 نفر ، ص 48 ) است . به هر حال ما پيش از ابرهه ، كه همهء روايات دربارهء او متّفق‌اند ، نام عدّهء زيادى از كسانى را كه پادشاهان زيردست حبشه بوده‌اند در دست داريم : ارياط ؛ انگانس Arethas - Anganes ؛ اسمفايوس Esimphaios و يا اسيميفايوس Esimiphaios ( پركپ ، جنگ ايران 20 / 1 ) . نام اين شخص اخير را سكّه‌ها به عنوان پادشاه زيردست يمن تأييد كرده‌اند زيرا گوت‌شميد سكّهء مجلّهء سكّه‌شناسى ( سال 1868 جدول 2 شماره 2 ) را درست با سيلئوس آسيّن باخاسابايون ( ) خوانده است . ( 1 ) - ابرهه شكل حبشى ابراهام يا ابراهيم است . دربارهء اشرم به مطالب آينده رجوع شود . اغانى در اينجا به ابرهه لقب ابن صباح داده است ( در يكى از كتيبه‌هاى حميرى بن صبح آمده است ؛ ZDMG ج 26 ص 425 ؛ مشتقات از ريشهء صبح در نامه‌هاى حبشى و حميرى كم نيست . )