تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

218

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

را بازمىداشت . بر دست او انگشترى بود كه بر روى آن چنين نوشته بود : « ربّى اللّه » . اين خبر به عمر نوشتند و او در پاسخ نوشت كه او را چنان كه هست بگذارند و آن گور را دوباره بپوشانند . پس چنان كردند كه عمر نوشته بود . چون دوس ذو ثعلبان بگريخت « 1 » ، روى به راه آورد و پيش قيصر روم رفت و از او خواست كه او را در برابر ذونواس و سپاهيانش يارى دهد و قيصر را از آنچه بر سر او آمده بود خبر داد . قيصر گفت : « سرزمين تو از آن ما دور است و سپاهيان ما نمىتوانند به آنجا برسند ؛ امّا من مىخواهم دربارهء تو به پادشاه حبشه بنويسم ؛ زيرا او به دين ما است و مملكت او به شما نزديكتر است ؛ او تو را يارى خواهد داد و از تو پشتيبانى خواهد كرد و كين تو را از آنان كه بر تو ستم كردند و اين همه بر تو و بر همدينان تو روا داشتند بازخواهدخواست . » قيصر نامه‌اى به پادشاه حبشه نوشت و به او داد . او در اين نامه درخواست‌هاى بحقّ ( دوس ) را بازگفت و آنچه بر سر او و هم‌كيشان او رفته بود بنوشت و به او امر كرد كه دوس را يارى دهد و كين او را از كسانى كه بر او و بر همدينان او ستم كرده بودند بجويد « 2 » . دوس ثعلبان با نامهء قيصر پيش نجاشى « 3 » پادشاه حبشه رفت . اين پادشاه هفتاد هزار تن از حبشيان با او بفرستاد و مردى را از حبشه ، به نام ارياط « 4 » ، بر ايشان امير كرد و به او چنين دستور داد : « اگر بر ايشان غالب

--> ( 1 ) - دنبالهء خبر خود ابن اسحاق است كه پيش از اين قطع شده بود . اين گزارش در اساس با آنچه در اغانى ( ج 16 ص 71 ) آمده است يكى است امّا در عبارات با آن اختلاف زياد دارد . ( 2 ) - معلوم مىشود كه راوى روايت از وضع جهان آن روز اطّلاع صحيحى داشته است زيرا قيصر را فرماندهء عالى براى سركوبى دشمنان مسيحيّت معرّفى مىكند . ( 3 ) - عرب‌ها پادشاه حبشه را نجاشى مىنامند كه از روى صورت تا اندازه‌اى قديمى نگاسى Nagasi ( و يا در حقيقت Nagasi ) است و معمولا نگوس Negus ناميده مىشود ( رجوع شود به لغت‌نامهء Dilmann در ذيل اين كلمه ) . ( 4 ) - از نسخ خطّى طبرى و مؤلّفان ديگر نمىتوان دريافت كه آيا صحيح ارياط ( با ياء ) است و يا ارباط ( با باء ) و يا بايد آن را به طور ديگرى تلفّظ كرد . شايد كلمهء ارثاس كه در ثئوفانس ( ص 377 ) آمده است مؤيّد قرائت « ارياط » باشد و كوسّين هم آن را با ارياط يكى مىداند . زيرا سفارتى كه ثئوفانس آن را در موضع غير حقيقيش آورده است همان است كه مالالا