تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
215
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
يهود خواند و گفت يا دين يهود را بپذيرند و يا بكشتن تن دردهند . ايشان كشته شدن را برگزيدند . ذونواس گودالهائى بكند و ايشان را به آتش بسوخت و به شمشير بكشت و هرگونه شكنجه به ايشان داد تا آنكه نزديك بيست هزار تن از ايشان بكشت . مردى از ايشان به نام دوس ذو ثعلبان با اسب خود از راه ريگزار از دست ايشان بگريخت چنان كه بر او دست نيافتند . امّا ( ابن اسحاق ) گويد : از يكى از يمنىها شنيدم كه آنكه گريخت مردى بود از نجران به نام حيّان ( ؟ ) بن فيض ؛ امّا به نزديك من درستتر آن است كه او دوس ذو ثعلبان « 1 » بوده است . پس از آن ذونواس با سپاهيان خود به صنعاى يمن « 2 » بازگشت . ابن حميد ما را از سلمة بن الفضل و او از محمّد بن اسحاق خبر داد كه خداوند دربارهء ذونواس و سپاهيانش ( اين آيات ) را به پيغمبر خود فرستاد : « قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ . . . تا : بِاللَّهِ الْعَزِيزِ
--> خبرى كه ما در اين باره داريم تا اندازهاى آشفته است و بهترين متن آن راى يوحنّاى افسوسى در ترجمهء سريانى به دست مىدهد ( السّمعانى ج 1 ص 359 و بعد ) . روايت ثئوفانس ( ج 2 ص 346 ) به آن خوبى نيست ( و از روى آن سدرنيوس ) ؛ مالالا ( ج 2 ص 163 و بعد ) ؛ اين هر دو در زمان واقعه اشتباه كردهاند ؛ ما قبلا ديدهايم كه او ديمئان پادشاه حبشه راى با پادشاه تابع آن عوضى گرفته است . گوتشميد « اكسوندون » را با يكى دانسته است . شهادت نجرانيان در سورهء 85 قرآن به طور كوتاه ذكر شده است و نامى از ايشان برده نشده است ، امّا كاملا معلوم است كه مقصود نجرانيان است . قرآن در اينجا طبعا عقايد اسلامى راى كمى به آن مربوط مىسازد . مبالغه در اعداد امرى طبيعى است . ( 1 ) - ذو ثعلبان ( چنين است تلفّظ آن به گفتهء نشوان ) نام يكى از هشت تن از امراى خاندان يمن است ( رجوع شود به قصيدهء حميرى شعر 96 و به فن كرمر در آن باره ) . فرار اين مرد كه طرفدار حبشيان بود عدّهء امرا راى به هفت تن تقليل داد و از اينجاست كه پادشاه حمير در جنگ با حبشه فقط هفت تن « از خويشاوندان » خود راى با خود داشت ( شهادتنامهء حارث ص 57 به بعد ) . دو روايت مختلف دربارهء فراريان يكديگر راى نفى نمىكنند . ( 2 ) - صنعا هنوز هم پايتخت يمن است ؛ امّا پايتخت بودن آن در آن زمان محلّ تأمّل است . در شهادتنامهء حارث پايتخت يمن را " Taphar " ( ظفار ) نوشته است ( رجوع شود به مطالب آينده ) . ظاهرا تفوّق صنعا در دورهء تسلّط حبشيان روى داده است .