تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

216

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

الْحَمِيدِ « 1 » » يعنى كشته باد كسانى كه گودالهاى پر از آتش سوزان بكندند . . . تا آيهء : به خداى تواناى ستوده . گويند يكى از كسانى كه به دست ذونواس كشته شد رئيس و پيشواى ايشان عبد اللّه بن ثامر بود « 2 » . ديگران گويند عبد اللّه را پيش از آن يكى از پادشاهان سابق كشته بود و اصل آن دين ( در نجران ) از او « 3 » بود و ذونواس كسانى را كشت كه پس از عبد اللّه بن ثامر به دين او درآمده بودند . امّا هشام بن محمّد چنين گويد : پادشاهى يمن هميشه به هم پيوسته بود و هيچ‌كس در آن طمع نمىبست تا آنكه حبشيان در زمان انوشروان بر آن دست يافتند و سبب آن چنين بود : ذونواس كه در آن زمان بر يمن پادشاهى مىكرد به دين يهود بود . يكى از يهوديان نجران به نام « دوس » پيش او رفت و گفت كه مردم نجران ، كه بر دين ترسا بودند ، دو پسر او را به ستم كشته‌اند « 4 » و از او در برابر ايشان يارى خواست . ذونواس از غيرت يهوديّت برافروخت و روى به جنگ مردم نجران نهاد و بسيارى از ايشان بكشت . يكى از مردم نجران بيرون شد و پيش پادشاه حبشه رفت و آنچه بر ايشان رفته بود با پادشاه حبشه بگفت و انجيلى را كه قسمتى از آن به آتش سوخته بود به او نشان داد . پادشاه گفت : « من مردم فراوان دارم امّا كشتى ندارم ؛ به قيصر مىنويسم تا كشتى بفرستد و سپاهيان را با آن از دريا بگذرانيم . » پس نامه‌اى به قيصر نوشت و انجيل سوخته را با آن بفرستاد . قيصر كشتىهاى بسيار براى او بفرستاد « 5 » .

--> ( 1 ) - سورهء 85 آيهء 4 به بعد . ( 2 ) - نشوان همچنين دارد و حتّى شعرى آورده است كه در آن ذونواس از قتل عبد اللّه بن ثامر اظهار پشيمانى كرده است . كتاب نشوان ازاين‌گونه اشعار بىفايده پر است و بايد بگويم كه من پس از آنكه اين كتاب لغت بزرگ نشوان را از نزديك ديدم تا اندازه‌اى نوميد گشتم . ( 3 ) - رجوع شود به مطالب گذشته . ( 4 ) - اين خبر كه در اينجا به طور عرضى و اتّفاقى آمده است و براى جعل آن از طرف مسلمانان هيچ علّتى وجود ندارد ، محتمل به نظر مىرسد . كسى نمىتواند ادّعا كند كه مسيحيان مشرق زمين بر يهوديان ستم نمىكرده‌اند . ( 5 ) - ما مىخواهيم در اينجا نقاط اساسى اين فتح را به درستى معيّن كنيم . در اين باره