تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

212

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

اين پسر چون از نزد خداوند چادر مىگذشت نماز و پرستش او وى را خوش مىآمد و در كنار او مىنشست و به او گوش مىداد تا آنكه به دين او گرويد و خداى يكتا را شناخت و او را پرستش كرد . عبد اللّه بن ثامر پيوسته از استاد خود مىخواست كه اسم اعظم « 1 » خدا را به او بياموزد زيرا او اين اسم را مىشناخت . امّا استاد آن را پوشيده داشت و گفت : « اى پسر برادر من ، تو تاب آن را ندارى زيرا مىترسم از تحمّل آن ناتوان باشى » و آن اسم را به او نگفت . ثامر پدر عبد اللّه گمان مىبرد كه پسرش مانند ديگر جوانان پيش جادوگر مىرود . چون عبد اللّه ديد كه استاد از ناتوانى او ترسيد و اسم اعظم را به وى نگفت تيرهائى « 2 » گرد آورد و بر روى هريك نامى از نامهاى خداوند را بنوشت و پس از شمردن « 3 » همهء آنها آتشى برافروخت . آنگاه تيرها را يك‌به‌يك در آتش مىانداخت تا تيرى را كه بر آن اسم اعظم خدا بود نيز بينداخت ؛ امّا اين تير از آتش بيرون جست بىآنكه گزندى به آن رسيده باشد . پس آن تير را برداشت و به نزد استاد خود رفت و گفت كه اسمى را كه از او پوشانده بود مىداند . استاد از اسم پرسيد و او بازگفت و در پاسخ سؤال استاد كه اين نام را چگونه به دست آورده است ، شرح آن را بگفت . استاد گفت : « اى پسر برادر من ، آن را درست يافته‌اى ، امّا خود را نگاه دار ؛ گرچه پندارم كه نتوانى خود را نگاهدارى . » هرگاه عبد اللّه بن ثامر به نجران مىآمد و گزنديافته‌اى را مىديد مىگفت : « اى بندهء خدا ، اگر خداى يكتا را بشناسى و به دين من آئى من خدا را مىخوانم تا تو را از اين

--> ( 1 ) - آنچه يهوديان شمأهمئفراش Sem'ham'foras مىنامند ( و از روى تلفّظ حقيقى نام خداوند « يهوه » نوشته مىشود و فقط ربّيّون عالىمقام سالى يك‌بار مىتوانند آن را بر زبان بياورند ) در ميان مسلمانان « اسم اعظم خدا » ناميده مىشود كه خوشبختانه كسى آن را نمىداند و اگر بداند مىتواند اعمال خارق‌العاده‌اى انجام دهد . ( 2 ) - عرب‌هاى قديم تير را براى تعيين سهم و سرنوشت و به عبارت ديگر براى پى بردن به الهام خداوندى به كار مىبردند ( مقايسه شود در تورات با حزقيال 26 / 21 و نيز با عقايد سريانيان غير مسيحى اخير در حرّان ( Carrae ) در الفهرست ص 322 و ص 24 به بعد ) . ( 3 ) - براى آن شمرده است تا نامهاى خداوند ، كه مسلمانان عدد معيّنى از آن را مىپذيرند ، كامل باشد .