تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

211

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

خدائى را كه مىپرستم بخوانم اين درخت را نابود مىكند ، و آن خداى يگانه‌ايست كه انبازى ندارد « 1 » » . خداوند او گفت : « اين كار را بكن و اگر چنين كنى ما همه بر دين تو مىآئيم و دين خود را رها مىكنيم . » فميون برخاست و طهارت كرد و دو ركعت « 2 » نماز بگزارد و خدا را بخواند . خدا بادى بفرستاد كه درخت را از ريشه خشك كرد و بينداخت . نجرانيان چون اين بديدند به دين او گرويدند و او ايشان را به دستور دين عيسى بن مريم بداشت . پس از آن تازه‌هائى كه در هرجا در آن دين پديد آمده بود در ميان ايشان نيز پديد آمد « 3 » . اين بود خبر ترسا شدن مردم نجران در عربستان و آن از وهب بن منبّه است . » خبر داد ما را ابن حميد و او از سلمه و او از محمّد بن اسحاق و او از يزيد بن زياد ، يكى از آزادكردگان بنى هاشم ، و او از محمّد بن كعب قرظى « 4 » روايت كرد و نيز محمّد بن اسحاق از يكى از نجرانيان روايت كرد : نجرانيان اهل شرك بودند و بت مىپرستيدند . در يكى از ديه‌هاى نجران - و اين نجران ديه بزرگ آن سرزمين است و همهء مردم آن سرزمين در آنجا گرد مىآيند - جادوگرى مىزيست كه به جوانان نجران جادوگرى مىآموخت . چون فميون در آن ديه فرودآمد - در اين روايت او را به نامى كه در روايت وهب بن منبّه است نگفته‌اند و گفته‌اند : « مردى در آن ديه فرودآمد « 5 » » - ميان نجران و ديهى كه جادوگر در آن بود چادرى بزد . مردم نجران جوانان خود را مىفرستادند تا آن جادوگر به ايشان جادوئى بياموزد . پس ثامر نيز پسر خود عبد اللّه بن ثامر را با جوانان نجران براى ياد گرفتن جادوئى بفرستاد .

--> ( 1 ) - تعبيراتى است مستعار از قرآن . ( 2 ) - هر نمازى در اسلام از چند عمل متساوى تشكيل مىيابد و هريك از اين اعمال به مناسبت حركت عمدهء اصلى آن ( سر فرودآوردن و خم شدن ) « ركعت » خوانده مىشود . ( 3 ) - رجوع شود به مطالب گذشته . شايد در اينجا مقصود از احداث « تازه‌كارى ، بدعت » تثليث باشد . نجرانيان در مقابلهء با محمّد ( ص ) عقيدهء تثليث و ديگر عقايدى را ، كه بيشتر از همه به مسلمانان برمىخورد ، محكم نگاه داشتند . ( 4 ) - قرظى منسوب است به قريظه يكى از قبايل عربى يهودى . محمّد بن كعب قرظى از افسانه‌گويان عمده بوده است ( متوفى در حدود 730 م ) . ( 5 ) - پس ربط ظاهرى دو افسانهء مستقلّ از هم است به يكديگر .