تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
204
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
پادشاهى را به بازيچه گرفت . يكى از شعراى حمير دربارهء خرابى كار حمير و پراكندگى مردم آن و رانده شدن برگزيدگانشان گويد : تقتّل ابناها و تنفى سراتها * و تبنى بأيديهم لها الذّلّ حمير تدمّر دنياها بطيش حلومها * و ما ضيّعت من دينها فهو اكثر كذاك القرون قبل ذاك بظلمها * و اسرافها تأتى الشّرور فتخسر « 1 » « مردم حمير فرزندان خود را مىكشند و سران خود را مىرانند و براى خويش به دست خود خوارى مىسازند . ايشان دنياى خود را با سبكسرى و بىخردى ويران مىكنند ؛ امّا تباهى كه در دين خود مىكنند بيشتر است . چنين است حال مردم گذشته كه با ستم و زيادهروى به كارهاى زشت مىپرداختند و پس زيان آن را مىديدند . » لخيعثه ينوف ذوشناتر با ايشان چنين مىكرد و او مردى تبهكار بود و گويند عمل قوم لوط مىكرد . بجز كشتار و ستمگارى كار زشت ديگر نيز مىكرد : اگر مىشنيد كه پسرى از خاندان شاهى نوخاسته است او را مىخواند و با او در غرفهاى كه براى همين كار ساخته بود فساد مىكرد تا نتواند پس از آن به پادشاهى برسد . پس از انجام دادن كار زشت خود از غرفه سر برمىآورد و مسواكى به دهن مىگرفت تا به سپاهيان و جاندارانى كه در پائين بود بنماياند كه كارش تمام شده است « 2 » ؛ آنگاه پسر را رها مىكرد كه برود و او با رسوائى از پيش مردم و جانداران مىگذشت . سرانجام از شاهزادگان آن خاندان يكتن ماند به نام زرعه ذونواس بن تبان اسعد ابى كرب بن ملكيكرب بن زيد بن عمرو ذى الأذعار برادر حسّان « 3 » . زرعة به هنگام كشته شدن برادرش حسّان پسر كوچكى بود . چون
--> است ( رجوع شود به D . H . Muller مطالعات عربى جنوبى ص 15 به بعد ) . به روايت ديگر نام پادشاه آخر پيش از ذونواس ذو معاهر بوده است Kremer , D . ) ، افسانهء عربى جنوبى ص 126 ) ؛ بنا به گفتهء ياقوت معاهر نام محلّى است . ( 1 ) - شعربندى يك مسلمان معمولى از تعبيرات قرآنى . ( 2 ) - معنى مسواك پس از غذا نشانهء گوارا بودن آن بوده است . ( 3 ) - من نامها را از روى تلفّظى كه نشوان و ديگران به دست دادهاند آوردهام . به جاى تبان