تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

202

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

حارث بن عمرو بن حجر آكل المرار بود ؛ او شانزده سال پادشاهى كرد « 1 » و هشت سال و هشت ماه از پادشاهى او گذشته پيغمبر خدا ( ص ) از مادر بزاد و اين در زمان انوشروان « 2 » و در سالى بود كه اشرم ابو يكسوم با پيلان روى به مكّه نهاد « 3 » .

--> بوده است . روايات عربى نكته‌اى را كه ما از منابع سريانى و يونانى مىدانيم متذكّر نشده‌اند و آن اينكه خاندان مسيحى غسّانى تابع روم ، از خاندان حيره خيلى بافرهنگ‌تر و متمدّن‌تر بوده‌اند . ( 1 ) - مناندر پروتكتور ( فصل 11 ) گويد كه امبروس هوالموندارو ( عمرو بن المنذر ) در سال 562 م پادشاه ساراسن ( عرب ) هاى ايرانى بود ؛ از سياق كلام برمىآيد كه او جانشين بلا فصل الموندارس ( المنذر ) بوده است . او در سال 566 يا 567 م برادر خود كابوسس ( قابوس ) را به نواحى روم فرستاد و در نوامبر سال 566 م ( اينديكسيون 12 ) غسّانى شخصا از تاخت‌وتازهاى امروس پسر المندارس Alamundaros ( عمرو بن المنذر ) خبر مىدهد ( ثئوفانس ص 371 ) . اين گزارش‌ها با خبر متن ما دربارهء ايّام سلطنت اين پادشاهان مطابق است . پادشاهى عمرو بايد تا سال 568 يا 569 م باشد . چنان كه گفته‌ايم شعراى معاصر او وى را عمرو بن هند ناميده‌اند . داستانهاى عربى هم او را پادشاه نيرومند و جبّارى توصيف مىكنند ( از جمله مقايسه شود با اغانى ج 9 ص 178 و ج 19 ص 129 به بعد ) . مادر او ظاهرا در يكى از جنگها به دست پدرش منذر افتاده است ؛ زيرا او دختر دشمن خونى منذر بوده است . اين زن مسيحى بود و در حيره ديرى بنا كرد كه كتيبهء صحيح درست آن را ياقوت ( ج 2 ص 709 ) براى ما نگاهداشته است : « بنا كرد اين كليسا را هند ، دختر حارث بن عمرو بن حجر ، ملكه ، دختر پادشاهان و مادر پادشاه عمرو بن منذر ، كنيز عيسى ، مادر بندهء او و دختر بندهء او ، در زمان سلطنت خسرو انوشروان شاهنشاه و در زمان اسقف افرائيم » پس از آن دعائى چند براى خود و پسرش ) . از اينجا ممكن است گفته شود كه پسرش عمرو هم شايد مسيحى بوده است ؛ امّا شايد مادر متديّن او به مسيحيّت پسرش تظاهر كرده است . افرائيم بايد اسقف نسطورى حيره باشد در آن زمان . عمرو بن هند به دست رئيس مغرور قبيلهء تغلب ، عمرو بن كلثوم شاعر ، كشته شده است ( اغانى ، ج 9 ص 182 و ديگران ) . ( 2 ) - دربارهء اين هم زمانى و محاسبهء ساختگى آن به مطالب آينده مراجعه شود . ( 3 ) - دربارهء اين لشكركشى رجوع شود به مطالب آينده .