تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
196
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
بگرفت « 1 » . سپس اسكندريّه « 2 » را با آنچه وابسته بدان است بگرفت . خسرو ، پس از آنكه قيصر به او سر فرودآورد و مال فديه را بفرستاد « 3 » ، عدّهاى از سپاهيان خود را در سرزمين روم بگذاشت . پس از بازگشت از روم روى به خزر نهاد و انتقام خود و ستمى را كه با رعيّت او كرده بودند از ايشان بگرفت . آنگاه به عدن رفت و در آنجا قسمتى از دريا را ، كه در نزديك حبشه ميان دو كوه است ، با كشتىهاى بزرگ و تختهسنگها و ستونهاى آهن و زنجيرها ببست و بزرگان آن مملكت را بكشت « 4 » . پس از آنكه زمينهاى روم ، از هركلئا به اين طرف ، و ارمنستان و ناحيهء عدن ، كه ميان مملكت او و درياهاست ، او را شد به شهر مدائن بازگشت و منذر بن نعمان را بر عرب پادشاه كرد و او را گرامى داشت « 5 » . خسرو در مدائن بماند و به آنچه نيازمند به رسيدگى بود بپرداخت . آنگاه روى به هيتالان نهاد تا خون پدربزرگ خود پيروز را از ايشان بگيرد . انوشروان پيش از آن دختر خاقان را گرفته بود « 6 » و از اين روى پيش از آنكه روى
--> Antioch - chesron نوشته است . نويسندگان عربى با تصحيح كموبيش « به از انديوخسرو » و يا « ( وه ) جنديوخسرو » مىنويسند ( ياقوت ج 2 ص 130 . ج 4 ص 447 ) . پركپ ( جنگ ايران 14 / 2 ) آن را درست انتيوخيان خسروئو » ترجمه كرده است . اين شهر را به طور ساده " Antiochia " هم مىگفتهاند ( ثئوفيلاكتوس 6 / 5 ؛ يوحناى افسوسى 19 / 6 ) . دربارهء اين شهر به روايت موازى بعدى نيز رجوع شود كه اساسا مطالب بيشترى دارد . در اينجا از توصيف درهم و دو پهلوى فردوسى سخن نمىگوئيم . ( 1 ) - هراكلئا " Heraklea " در جنگ آخر كه در زمان يوستين دوّم روى داد به تصرّف خسرو درآمد . ( اوياگريوس 10 / 5 ) . ( 2 ) - در اينجا فتوحات خسرو دوّم را با خسرو اوّل عوضى گرفتهاند . ( 3 ) - روميان در حقيقت هم در صلح سال 533 م ( لاند ، قصص سريانى ج 3 ص 262 ) و هم در صلح سال 562 متعهّد شدند كه مبلغى گزاف به طور منظّم بپردازند . ( 4 ) - نخستين گزارش از فتح عربستان جنوب غربى ، كه به جهت مبالغاتى كه دارد بيشتر آن از منابع ايرانى گرفته شده است . ( 5 ) - رجوع شود به مطالب آينده . ( 6 ) - فردوسى و بعضى از نسخ خطّى طبرى فارسى دربارهء انتخاب دختر خاقان كه مىبايست زن خسرو بشود ، داستانهائى آوردهاند .