تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
161
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
به ميان آيد . سوخرا نپذيرفت جز اينكه هرچه در لشكرگاه پيروز بود برگردانده شود . اخشنوار هرچه از خواسته و گنج و چارپا گرفته بود با زنانى كه به دست او افتاده بودند بازپس گردانيد و پيروزدخت نيز در ميان اين زنان بود « 1 » ؛ و نيز موبذان موبذ و هركه از بزرگان ايران پيش او بود به سوخرا برگردانيد و سوخرا با آن همه به ايران بازگشت . در مدّت پادشاهى پيروز خلاف است ، بعضى بيست و شش سال و بعضى ديگر بيست و يك سال گفتهاند « 2 » . تاريخ حيره هشام گويد « 3 » : پس از نعمان ( پادشاه حيره ) پسرش منذر بن نعمان پادشاه شد . مادر او هند دختر زيد مناة پسر زيد اللّه پسر عمرو غسّانى بود . پادشاهى او چهل و چهار سال بود كه هشت سال و نه ماه « 4 » آن در زمان بهرام گور پسر يزدگرد و هيجده
--> ( 1 ) - باز تحريف ديگرى است از حقيقت مطلب كه حسّ غرور ايرانى موجب آن شده است . ما از كتاب يوشع ستوننشين ( بند 25 ) مىدانيم كه پادشاه غالب هيتالان دختر اسير پيروز را به حرم خود برد و از او دخترى پيدا كرد كه بعدها با دائى خودش كواذ ازدواج كرد . بنا بر اين او را بازنگرداندهاند . ( 2 ) - گزارش ديگر قول هشام ( مذكور در صفحات پيش ) است كه مدّت سلطنت پيروز را بيست و هفت سال مىداند . ( 3 ) - طبرى پيش از اين قسمت افسانههائى از تاريخ حمير آورده است . موضعى از آن را كه به تاريخ حيره مربوط است من بعدا ذكر خواهم كرد . ( 4 ) - تصحيح 9 ماه به هشت با ذكر هشام ( در چهاردهمين سال و چهارمين ماه سلطنت بهرام گور ) كمتر محلّ تأمّل است تا قرائت متن كه فقط متّكى به يك نسخه است ؛ زيرا فقط دو نسخهء خطّى اين قسمت را دارند و يكى از آن دو در اينجا كمى افتادگى دارد . علاوه بر اين يزدگرد دوّم در حقيقت به جاى هيجده سال ، هيجده سال و چهار ماه سلطنت كرده است ( به صفحات قبل مراجعه شود ) . امّا جاى تأمّل در اينجاست كه حمزه نيز در اينجا هشت سال و 9 ماه گفته است ( و در عوض مدّت سلطنت يزدگرد دوّم را هيجده سال و سه ماه گفته است ) . ما در مطالب قبلى