تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

160

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

سپاهيانى كه با او بودند روى به سرزمين هيتالان نهاد . چون به گرگان « 1 » رسيد اخشنوار از آمدن او به جنگ آگاه شد و خود را آمادهء پيكار كرده روى به سوى او نهاد و كس پيش او فرستاد و پرسيد كه به چه كار مىآيد و نامش چيست و پايه‌اش كدامست . او در پاسخ گفت كه نامش سوخرا است و پايه‌اش كارن است و آمده است تا خون پيروز را بگيرد . اخشنوار كس پيش او فرستاد و گفت : « تو بر همان راه مىروى كه پيروز رفت ؛ زيرا با همهء سپاهيانش از جنگ من جز مرگ و نابودى چيزى نبرد . » اما سخنان اخشنوار سوخرا را از قصدش بازنداشت و به آن سخنان اعتنايى نكرد و فرمود تا سپاهيانش آمادهء كارزار شدند و سلاح پوشيدند و از روى دليرى و دلاورى روى به اخشنوار نهادند « 2 » . اخشنوار از او خواست كه جنگ يكسو نهاده شود و آشتى

--> ( 1 ) - لازار نيز مىگويد گرگان ( Wrkan ) محلّ خروج پيروز بوده است و نيز مىگويد كه دررفتگان از آنجا مىگريختند . پريسكوس آن را گرگا و پركپ گرگو ناميده است . فاصلهء دورى كه اين محلّ ( واقع در گوشهء جنوب شرقى درياى خزر ) از محلّ هيتالان دارد جالب توجّه است امّا بايد متوجّه بود كه امراى نيمه وحشى اراضى جيحون همواره قبايل وحشى بيابان‌هاى وسيع تركمنستان را وامىداشتند تا به ايرانيان صدمه و آزار برسانند . مرزهاى غربى خراسان در اين قسمت بايد از لحاظ طبيعى در برابر حملات وحشيان موقعيّت ناسازگارى داشته باشد . حتّى در زمان شاه عباس بزرگ كه بعضى از سيّاحان با اطمينان تمام در نواحى كوهستانى غربى و جنوبى ايران و در ميان طوايف راهزن كوه‌نشين سفر مىكردند جرأت نداشتند كه از مازندران به خراسان بروند مگر آنكه با سپاهى بزرگ همراه باشند ( دلاواله ج 2 ، 10 / 12 : نيز مقايسه شود با جلد 2 ، 2 / 18 ؛ دلاواله كه در خراسان نبوده است نمىتوانست اين معنى را درك كند ) . اين حملات را از گرگان پاسخ مىدادند . گويا چند تن از پادشاهان ساسانى در گرگان ديوارهاى بزرگى در برابر حملات وحشيان بنا كرده بوده‌اند . رجوع شود به تاريخ زمان خسرو اوّل كه در آنجا به بناهاى پيروز اشاره شده است ( و نيز رجوع شود به مطالب گذشته ) و به ابن رسته ( درن در Caspia ص 128 ) و فريزر ( مسافرت در خراسان ، ترجمهء آلمانى ج 2 ص 415 و بعد ) و وامبرى ( مسافرت در آسياى مركزى ، چاپ دوّم ص 43 به بعد ) . به هر حال روس‌ها در اين منطقه بايد تكليف بزرگ موفقيّت‌آميزى داشته باشند ! ( 2 ) - فردوسى و يعقوبى مىگويند كه پيش از آن جنگ سختى روى داد ؛ فردوسى محلّ جنگ را در ناحيهء مرو مىداند و مسعودى ( ج 2 ص 195 ) كشته شدن پيروز را در مروروذ ذكر مىكند ؛ شايد خاطره‌اى باشد از جنگ بهرام گور .