تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
153
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
شهرى در رى بساختند و نام او را رامپيروز « 1 » كرد و شهر ديگرى ميان گرگان « 2 » و در صول بساخت و آن را روشنپيروز نام نهاد و در آذربايگان شهرى بساخت و آن را شهرام « 3 » پيروز ناميد . چون مملكت پيروز از نو جانى گرفت و پادشاهى او استوار گشت و دشمنانش را بماليد و پست گردانيد و از بناى اين سه شهر بپرداخت ، با سپاهيان خود رهسپار خراسان شد تا با اخشنوار « 4 » پادشاه هيتالان بجنگد . چون اين
--> واقعه نسبت مىدهد و ياقوت ( ج 1 ص 669 به بعد ) توضيحى نظير آن مىدهد ( ولى آن را از زمان ديگرى مىداند ) . به هر حال اين رسم مسلّما خيلى قديمى است . ( 1 ) - پيروز رام ( به شكل معكوس ؛ در شاهنامه نيز چنين است ) به گفتهء ياقوت موضعى است در نزديكى رى و به گفتهء مقدسى ( ص 386 س 3 ) از توابع رى است . دينورى از روى بىدقّتى آن را خود شهر رى دانسته است . ( 2 ) - ذكر گرگان در اينجا مسلّم مىدارد كه مقصود باب در بند ( به نام چول ياتسور و غيره ) نيست بلكه مقصود موضعى است كه درن ( در Caspia ص 269 ) مىگويد ، يعنى صول واقع در گوشهء جنوب شرقى بحر خزر ، و همان است كه ابن خلّكان ( نشر و وستنفلد شماره 10 - ج 1 ص 18 ) آورده است كه صول ( چول ) محلّى است در گرگان . بلاذرى مىگويد ( ص 335 و مقايسه شود با ابن خرداذبه ص 41 ) پادشاه اين سرزمين صول ناميده مىشود ؛ شايد صول نام خاندان يا قومى باشد ( رجوع شود به مطالب آينده در ذيل سلطنت خسرو اوّل ) . اين سرزمين همان است كه نويسندهء سريانى ( رجوع شود به موزينگر جلد 2 ص 68 س 5 و 13 ) نام آن را طشل مىنويسد ( در شرح حال يزدگرد دوّم ) . نه تنها سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 110 كه متضمّن ابن قتيبه هم هست ) بلكه نسخهء سپرنگر نيز محلّ رامپيروز و روشن پيروز را در كشكر ، ناحيهاى در دجلهء سفلى ، مىدانند ؛ حمزه ( ص 55 ) حتّى جاى هر دو را در هند مىنويسد . به هر حال در اين روايات مطالب بسيارى تحريف شده است . رجوع شود به زيرنويس شماره 3 صفحه 49 . ( 3 ) - در شرح حال خسرو اوّل نيز چنين آمده است ( در مطالب آينده ) . اين نام را بجز آن در جائى ديگر نيافتم . فردوسى باذانپيروز را نام مىبرد كه همان اردبيل باشد و ياقوت و دينورى نيز چنين آوردهاند جز اينكه در دينورى باذپيروز است . پيروزآباذ كه در ترجمهء فارسى طبرى آمده است به يقين تصحيح از روى سليقهء شخصى است . و نيز من قول يكى از نويسندگان ارمنى متأخّر را ( در كتاب Caspia از درن ص 45 ) كه پيروزآباذ را با بردعه يكى مىداند باور ندارم . در جغرافياى موسى خورنى جائى در خراسان به نام زمپيروز ذكر شده است . حمزه شهرها و آباديهاى ديگرى نيز به پيروز نسبت مىدهد . ( 4 ) - « احسوار » مسلّم است امّا بىضبط و نقطه . شايد در گزارش ديگرى كه بعد از اين گزارش آمده است اسوار بوده است . شكل Chwasnuwaz خوشنواز يا خشنواز مذكور در